مقالات زمین شناسی

مقالات زمین شناسی

    به وبلاگ مقالات زمین شناسی خوش آمدید

 با نظرات و پیشنهادات قشنگ خود ما را در راه  تحقیق یاری دهید           

ایمیل مدیروبلاگ:                                                      Ehsansaberi1365@gmail.com 

یکی از بزرگترین گزارش زمین شناسی استان سمنان توسط خودم و همکارانم  بالاخص در پایگاه داده های علوم زمین سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور در این وبلاگ ارائه شده است که با انتخاب گرایش مورد نیازتان در قسمت انتخاب موضوع،اماده ارائه مطالب می باشید. ذکر این نکته ضروری است که در صورت استفاده ذکر منبع که  پایگاه داده های علوم زمین سازمان زمین شناسی و اکتشافات معدنی کشور که مجری آن خانم مانا رحیمی ۱۳۷۷ و همچنین ذکر نام اینجانب در گزارشی با عنوان  بررسی زمین شناسی  شمال سمنان (در صورت استفاده از فصل پنجم که زمین شناسی شرق تهران تا شمال سمنان آورده شده است) ضروری است

نظرات قشنگ شما باعث دلگرمی ما در ادامه کار است. 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 9:31 AM  توسط احسان صابری  | 

 

تکتونيـــک  استان سمنان


   1-3 گسلهاى البرز

 

1-1-3   گسل البرز : اين گسل در دامنة شمالى البرز، در طول 550 کيلومتر، از لاهيجان تا جنوب گنبدکاووس ادامه دارد. روند عمومى آن کم و بيش خاورى – باخترى است ولى، به دليل خمش به سمت جنوب، بخش ميانى آن، سيمايى  کمانى دارد. اگرچه در بيشتر گزارش‎ها (نبوى، 1355، بربريان، 1983) شيب گسل البرز به سمت جنوب دانسته شده است ولى در نقشة زمين‎ساخت خاورميانه (علوى، 1991) گسل البرز نوعى راندگى با شيب به سمت شمال است. در باختر لاهيجان، گسل چپگردى به نام گسل سفيدرود  با روند شمال خاورى – جنوب باخترى اين گسل را جابه‎جا کرده است.

گسل البرز جداکنندة البرز از حوضة ترشيرى حاشية جنوبى خزر است و اين احتمال وجود دارد که اين گسل نشانگر محل تقريبى زميندرز تتيس کهن باشد. گسل البرز در ريخت‎زمين‎ساخت منطقه اثرگذار است.  ياسينى (1970)، اختلاف ارتفاع رأس واحدهاى قاره‎اى پليوسن در دو سوى گسل البرز را حدود 1000 تا 1500 متر مي‎داند. ولى بربريان (1983)، به جابه‎جايى حدود 3000 متر طى 2 ميليون سال اعتقاد دارد. موسوى روحبخش (1380)، با توجه به حفارى نفتى در دو طرف گسل البرز، اين اختلاف ارتفاع را بين 1900 متر در خاور تا 2300 متر در باختر مي‎داند. بلوک شمالى اين گسل، در بيشتر زمان‎ها حرکت رو به پايين داشته است. شايد نخستين حرکت رو به پايين در زمان ميوسن بوده که در نتيجة آن رخساره‎هاى دريايى ميوسن (رخسارة خزر) در شمال اين گسل نهشته شده‎اند. ولى آغاز فرونشينى ممکن است به زمان ژوراسيک برسد. در حال حاضر گسل البرز به شدت فعال به نظر مي‎رسد و احتمال دارد بسيارى از زمين‎لرزه‎هاى گيلان و مازندران نتيجة جابه‎جايى در طول اين گسل باشد.

 

    2-1-3 گسل سمنان : گسل سمنان که در شمال بلافصل اين شهر و در پهلوى شمالى کوه چنَدران قرار دارد، نوعى راندگى با روند شمال خاورى – جنوب باخترى است که به سمت جنوب جنوب خاورى شيب دارد. حرکت‎هاى افقى گسل سمنان دانسته نيست، فقط در قسمت‎‏هايى اثرات راندگى با شيب به سمت جنوب در آن تشخيص داده مي‎شود. از نگاه نبوى (1355) ويژگي‎هاى چينه‎نگارى سنگى توالى پالئوزوييک (به ويژه دونين) دو سوى اين گسل تفاوت آشکار دارند، به گونه‎اى که در بلوک جنوبى رخساره‎هاى ايران مرکزى و در بلوک شمالى رخساره‎هاى البرز برونزد دارند، به همين‎رو گسل سمنان مرز بين دو پهنة ايران مرکزى و البرز معرفى شده است. اگرچه درازاى اين گسل از دامغان تا گرمسار محتمل دانسته شده، ولى بهترين اثر آن تنها در کوه چندران ديده مي‎شود که بيش از چند صدمتر درازا ندارد. با توجه به تدريجى بودن گذر ايران مرکزى به البرز، پذيرش گسل سمنان به عنوان مرز اين دو پهنه چندان ساده نيست.

 

3-1-3  گسل مُشا فشم : در دامنة جنوبى البرز، درحد فاصل آبيک – فيروزکوه – شاهرود – گسلى از نوع راندگى وجود دارد که دست کم از زمان لياس (نبوى، 1355) تاکنون، بر حوضة رسوبى، ساختار کهن و به ويژه ريخت‎زمين‎ساخت امروز البرز اثر درخور توجه داشته است. گسل مُشا – فشم (دلنباخ، 1964، چالنکـو، b 1974)، راندگى اصلى جنوبى (لورنز، 1964)، راندگى ميگون – مشاء (آسرتو، 1966)، راندگى اصلى (کارتيه، 1971)، گسل آبيک- فيروزکوه- شاهرود (نبوى، 1355) نام‎هاى متفاوتى است که به اين گسل داده شده است. گسل مورد سخن در حقيقت يک پهنة گسلى به پهناى حدود 10 کيلومتر و طول حدود 400 کيلومتر است. خط گسل موجدار است، در شمال باخترى داراى روند  WNW- ESE مي‎باشد. در بخش مرکزى به تدريج خميده مي‎شود

ولى در خاور، روند خاورى – باخترى دارد. شيب صفحة گسلى، متناسب با نوع سنگ‎هاى مجاور، بين 35 تا 70 درجه به سمت شمال متغير است. در حوالى لواسان (خاور تهران)، گسل شمال تهران به اين گسل مي‎رسد و به صورت واحد، به سمت خاور ادامه مي‎يابند. آسرتو (1966)، اين گسل را از انواع ژرف و بنيادى البرز مي‎داند که در بعضى نواحى بالا راندهUpthrust ،  و در بعضى نقاط روراندهOverthrust   است. اگرچه اشتوکلين (1968)، آخرين حرکت اين گسل را به سن پليوسن – پليستوسن مي‎داند، ولى چالنکو (1974)،  اين گسل را از نوع لرزه‎زا و زمين‎لرزه‎هاى آه مبارک (1930) و زمين‎لرزة مشا (1955) را نتيجة رها شده انرژى در امتداد اين گسل مي‎داند.

 

  4-1-3  گسل کندوان : يکى از گسل‎هاى عمده و به احتمال کهن البرز، گسل کندوان است که روند باختر شمال باختر دارد و شيب صفحة گسلى حدود 30 تا 90 درجه به سمت شمال است. راندگى کندوان (آسرتو، 1966)، گسل کندوان (اشتالدر، 1971)، راندگى طالقان (ددوال، 1967)، روراندگى گرمابدر (آسرتو، 1966)، گسل برگشتة بايجان (آلنباخ، 1966)، گسل رود والار و شاهان دشت (در خاور دماوند) نام‎هايى است که به بخش‎هاى مختلف اين گسل داده شده است.

در ناحية کندوان، شيب گسل 30 تا 60 درجه به سمت شمال است (گلاس، 1965) ام‍‍ا به سوى باختر، در ناحية عَلَم‎کوه، شيب آن به 70 تا 90 درجه مي‎رسد. در ناحية انگوران (باختر زنجان) حرکت‎هاى قائم اين گسل تا 1000 متر برآورد شده است. در حالى که، در باختر انگوران حرکت اين گسل افقى گزارش شده است. به نظر مي‎رسد که گسل کندوان، مرز شمالى درياى ائوسن را مشخص کند.

 

5-1-3  گسل شمال تهران : در گسترة تهران، گسل‌هاى کوچک و بزرگ بسيارى وجود دارد که به طور عمده رديف‌هاى رسوبى ترشيرى و کواترنرى را بريده و جابه‎جا کرده‌اند. يکى از عمده‌ترين اين گسل‌ها، پهنة گسل شمال تهران است که با راستاى خاورى – باخترى در شمال تهران بين کوه و کوهپايه قرار دارد. نخستين بار ريبن (1955)، به وجود يک گسل اصلى و مهم در مرز ميان کوهپايه و توفيت‌هاى سبز سازند کرج ناحية تهران توجه کرد که در اثر عملکرد آن، ارتفاعات البرز بر روى آبرفت‌هاى کواترنر تهران رانده شده است. چالنکو (1974) هم، اختلاف ارتفاع ناگهانى ميان تهران و بلندى‌هاى توچال را مديون حرکت يک گسل عمده دانسته است. اين گسل با راستاى متوسط خاور - شمال خاورى و با درازاى 108 کيلومتر از لواسان و نيکنام ده (شمال خاور تهران) تا باختر وليان (باختر کرج) ادامه دارد که کمى به سمت جنوب خميدگى دارد و شيب آن به سمت شمال است. مقدار شيب در نواحى مختلف متغير است و از 10 درجه تا 80 درجه اندازه‌گيرى شده است. بهترين اثر گسل، در درة کن گزارش شده است. در اين محل، توفيت‌هاى سازند کرج، به عنوان فرا ديواره، به روى فرو ديواره‌اى از سازند هزار دره رانده شده‌اند. در خاور درة کن، نهشته‌هاى تراورتن در طول بخشى از گسل رخنمون پيدا کرده‌اند. بنا به گزارش چالنکو و همکاران (1974)، گسل شمال تهران از چند قطعه همپوشان en echelon تشکيل شده که حرکت امتداد لغز چپگرد دارند. مطالعات اخير قاسمى و همکاران (1381) نشان مى‌دهد که پهنة گسلى واقع در شمال تهران، در واقع از يک گسل راندگى اصلى (گسل شمال تهران) و يک پهنة گسلى چپگرد معکوس تشکيل شده است که از راستاى راندگى شمال تهران پيروى مى‌کنند. درازاى پهنة مورد نظر 62 کيلومتر است و از خاور به باختر از 7 قطعه به نام‌هاى گسل نيک نام دره،  سبو کوچک، سوهانک، سوهانک – محموديه، دارآباد، سعادت‌آباد، گلاب‌دره – کن، باغ انارى و قطعه ازگيل‌دره تشکيل شده است. بخش عمدة اين قطعه‌ها مرز بين سازند کرج در فرا ديواره و سازند هزار دره در فرو ديواره را تشکيل مى‌دهند، اما در مواردى، قطعه‌هاى مذکور به طور کامل در درون سازند کرج يا سازند هزار دره و واحدهاى جوان‌تر قرار مى‌گيرند. خطى بودن اين قطعه گسل‌ها، با وجود توپوگرافى متغير، حکايت از شيب زياد سطح آنها دارد که مولفة راستالغز آنها بر مؤلفة شيب لغز چيره است.

زمان آخرين حرکت گسل شمال تهران، به سبب نداشتن سن دقيق نهشته‌هاى آبرفتى کواترنر دانسته نيست. گفتنى است که گسل شمال تهران از نوع لرزه‌زا است و پاره‌اى از زمين‌لرزه‌هاى تهران حاصل حرکت زمين در امتداد اين گسل دانسته شده است.

 

6-1-3  گسل دامغان : گسل دامغان از 10 کيلومترى شمال شهر دامغان مى‌گذرد و با برش نهشته‌هاى کواترنرى، معرف يک گسل کواترنرى است. نخستين بار کرينسلى (1970)، 5/14 کيلومتر از طول گسل مذکور را مطالعه و آن را نوعى گسل نرمال با شيب به سوى جنوب همراه با فرو افتادن بخش جنوبى دانست.

بنا به گزارش بربريان و همکاران (1375)، درازاى اين گسل حدود 100 کيلومتر برآورد مى‌شود و از دو بخش بنيادى خاورى و باخترى ساخته شده است. بخش خاورى (از شمال دامغان تا ده‌ملا)، به طول 53 کيلومتر، گاهى از ميان کنگلومراى چين‌خوردة نئوژن پسين و بادزن آبرفتى کهن و جوان کواترنر و گاهى در ميان سيلت‌هاى رسى کواترنرى است، و بلوک جنوبى آن پايين افتادگى دارد. در بخش باخترى گسل دامغان (از شمال دامغان تا گردنة آهوان) بلوک شمالى فرو افتاده و بلوک جنوبى معرف نوعى گسل فشارى با شيب به سوى جنوب است.

هيچ‎گونه داده لرزه‌خيزى از گسل دامغان در دست نيست. امکان دارد زمين‌لرزه‌هاى 22 دسامبر 856 ميلادى قومس و زمين‎لرزة 9 ژانوية 1982، نتيجة جنبش گسل دامغان باشد (بربريان،1363).

7-1-3  گسل عطارى : گسل عطارى از حدود 25 کيلومترى خاور سمنان آغاز و به سمت خاور تا حوالى روستاى  قوشه ادامه مى‌يابد. علوى نايينى (1972)، اين ساختار خطى را نوعى گسل شمال خاورى – جنوب باخترى با شيب به سوى جنوب خاور مى‌داند که ضمن بريدن پهنة جام - آبخورى، نوعى گسل بنيادى است که از زمان کامبرين تا کرتاسة پسين بر حوضه‌هاى رسوبى دو سوى خود اثر گذار بوده است. از نگاه علوى نايينى نقش اين گسل به گونه‌اى است که مى‌توان آن را جداکنندة دو پهنة ساختارى – رسوبى البرز و ايران مرکزى دانست (شکل 9-17). بربريان و همکاران (1375) گسل عطارى را نوعى راندگى کوتاه به طول 5/32 کيلومتر مى‌دانند که سبب راندگى سنگ‌هاى سازند کرج (از سوى جنوب) برروى کنگلومرا، ماسه‎سنگ و مارن‌هاى ژيپس‌دار ميوسن و کنگلومرا و ماسه‎سنگ‌هاى پليوسن – پليستوسن (در شمال) شده است . هيچ‎گونه داده سنى و يا لرزه‌خيزى از راندگى عطارى در دست نيست.

 

 

2-3  تکتونیک استان سمنان

 

استان سمنان در دو واحد زمين شناسي و ساختماني ايران واقع شده است. واحد ساختماني البرز – آذربايجان در شمال و واحد ايران مرکزي در جنوب استان قرار دارد. به نظر مي رسد که تحولات زمين شناسي در دو زون مختلف در اثر عملکرد گسلهاي موازي در حد واسط دو واحد فوق باشد. روند عمومي و غالب در اين ناحيه، شرق، شمال شرق – غرب، جنوب غرب است که در راستاي گسلها و محور چين ها نمايان است. ساختمانهاي بزرگ طاقديسي و ناوديسي به وسيله گسلهاي تراستي مايل، قطع شده اند. روند اين گسلها کم و بيش شمال شرقي است که در طول آنها، مقادير زيادي نمک تزريق شده است. به عنوان مثال حجم هاي بزرگ نمک در طول گسل شمال کبوتر دره، غرب بن کوه و هسته طاقديس عبدل آباد به بيرون راه پيدا کرده اند. در قسمت جنوب شرقي اين گسلها، سري هاي رسوبي، کج شده و يا حتي برگشته مي باشند. در محدوده هاي کويري سريهاي نئوژن به صورت ناپيوسته چين خورده اند. اين چنين ساختمان هايي در محدوده هاي جنوبي البرز مرکزي، در جاهاي ديگر هم ديده مي شوند. همانگونه که اشاره گرديد در تحولات زمين شناسي اين ناحيه، گسلها نقش مهمي را ايفا مي کنند. يکي از گسلهاي مهم گسل سمنان در شمال سمنان و گسل ديگر گسل عطاري مي باشد که در فاصله10 تا 25 کيلومتري شمال آن واقع شده است.

 

  گسل سمنان در دوره ائوسن فعال بوده و موجب دگرشيبي هاي محلي در رديف چينه شناسي ائوسن شده است. واحدهاي زون البرز در شمال اين گسل قرار دارد و محدوده ايران مرکزي به اين گسل ختم مي شود. زمان پيدايش گسل عطاري هنوز مشخص نيست ولي حدود کامبرين مياني را دوره فعاليت آن مي دانند. فعاليت گسل در اين زمان باعث اثرگذاري بر رخساره و ضخامت رسوبات شده است. اين گسلها با فعاليتهاي ماگمايي نيز در ارتباط بوده اند. در شمال گسل عطاري اثري از سنگهاي آذرين همزمان با رسوبات دوران اول ديده نمي شود حال آنکه در جنوب گسله فعاليت ماگمايي در ميان رسوبات سيلورين چشمگير است. آتشفشاني شديدتر ترشيري نيز متأثر از اين گسله هاست و توازي کامل نوارهاي فعاليت ولکانيکي با روند اين گسله ها مويد اين نکته مي باشد. اين مسئله در مورد دايکهاي بازيک و جوان پس از ائوسن نيز صدق مي کند. علاوه بر اين توپوگرافي فعلي دشت کوير نيز متأثر از عملکرد گسله هاي موجود در سطح استان مي باشد

 

 اکثر گسلهاي موجود در محدوده مورد مطالعه از نوع گسلهاي معکوس با زاويه زياد و يا رورانده مي باشند. در مواردي گسلهاي کوچک امتداد لغز نيز قابل مشاهده است. از انواع گسلهاي معکوس با زاويه بزرگ، گسل شمال بن کوه است. راستاي اين گسل تقريبا شرقي – غربي بوده اما در تقاطع حبله رود به سمت جنوب مي چرخد که از محل چرخش به سمت جنوب، مقدار زيادي نمک در سطح ظاهر گرديده است. از انواع ديگر گسلهاي معکوس با زاويه بزرگ، گسل شمال عبدل آباد است که يال جنوبي آنتي کلاين عبدل آباد را بريده است.
  
   3-3 گسلهاي مهم استان


   گسلهاي مهم موجود در استان سمنان عبارتند از
  1- 3-3  گسل ترود: واقع در شمال کوير نمک با روند شمال شرق – جنوب غرب که داراي حرکت چپگرد است.
  2- 3-3  گسل ميامي يا گسل شاهرود: اين گسل از شمال کوير نمک مي گذرد و در ناحيه ميامي – عباس آباد، اين گسل مرز شمالي ناحيه اي است که محل گسترش کالر ملانژهاست.
   3- 3-3  گسل سمنان: اين گسل در شمال سمنان واقع شده و خط جدا کننده واحدهاي البرز و ايران مرکزي است. دنباله اين گسل بطرف شرق تا دامغان قابل شناسايي است. در سمت غرب کوههاي البرز با اين گسل به پايان مي رسند و در جنوب آن دشتهاي ده نمک – گرمسار بطرف ايران مرکزي آغاز مي شوند. گسل عطاري در سمت غرب در دشت سمنان بوسيله آبرفتها پوشيده شده است که اگر با گسل سمنان يکي شده باشد، نقطه بهم پيوستن آن به احتمال زياد در غرب کوه سرخه مي باشد. اين گسل در زمان ائوسن فعاليت داشته و موجب دگرشيبي هاي محلي در رديف چينه شناسي ائوسن شده است.

 

 4- 3-3  گسل آبيک – فيروزکوه – شاهرود: در کوههاي البرز يک راندگي سراسري ديده مي شود که شيب آن به سمت شمال مي باشد، اين گسل بنام راندگي مشاء – فشم نيز ناميده شده است که از آبيک آغاز و به سمت شرق کشيده شده و پس از عبور از شمال تهران، فيروزکوه و شمال سمنان، به طرف دامغان و شاهرود ادامه مي يابد. در شمال سمنان در بيشتر مناطق مارنهاي ائوسن و شيلهاي لياس، سنگهاي تشکيل دهنده دو طرف گسل هستند و شيب آنها بسيار کم و در حد 20 تا 30 درجه مي باشد. گاهي نيز به صورت روراندگي با شيب کمتر از 10 درجه ديده مي شوند. ضخامت تشکيلات شمشک در شمال آن خيلي بيشتر از ناحيه جنوبي است. اين گسل در حدود 400 کيلومتر از سراسر کوههاي مرکزي رشته کوه البرز مي گذرد.
   5- 3-3 گسل آنجيلو: اين گسل در منطقه ترود در شرق سمنان و جنوب غربي دامغان با روند شمال شرقي – جنوب غربي کشيده شده است و باعث شده که وضعيت زمين شناسي در شمال و جنوب آن با هم تفاوت کند.
   6- 3-3  گسل عطاري: در منطقه جام اين گسل با روند شمال شرقي – جنوب غربي و به موازات گسل آنجيلو قرار دارد. اين گسل از شمال شهر سمنان عبور مي کند و در فاصله 10 تا 15 کيلومتري گسل سمنان واقع شده است.

از ساختارهاي مهم تکنونيکي ديگر در منطقه، چين خوردگي ها هستند که به صورت هاي متنوع، به خصوص در بخش شمالي استان يعني کوههاي البرز گسترش دارند. محور چين خوردگي ها عموما شمال شرقي – جنوب غربي است و موازي گسلهاي منطقه مي باشد.
  
   3-3- وضعيت تکنونيکي منطقه ترود : نظر به اينکه چهارگوش 1:250.000 ترود با پوششي کامل در قسمت مرکزي استان سمنان قرار مي گيرد، لذا بررسي هاي دقيق تر تکنونيکي اين چهارگوش مي تواند در روند کلي تکنونيک منطقه موثر باشد. بنابراين در زير به بررسي فازهاي ديناميکي چهارگوش ترود پرداخته خواهد شد. پس از استحکام حاصل از چين خوردگي پرکامبرين، شاهد اولين حرکات در کامبرين هستيم که ناحيه را از البرز جدا مي کند و ضخامتي از رسوب کامبرين در اين ناحيه به جاي مي گذارد که بسيار بيش از تکنوژن البرز است. در سيلورين و دونين پيشين حرکت ادامه مي يابد و عمق کم مي شود. در دونين مياني، دوباره عمق زياد مي شود و در کربونيفر مجددا زمين به طرف بالا حرکت مي کند در پرمين حرکت بسمت پائين است و تا ترياس ادامه مي يابد.

 

 

 

 

 

 

 

 

در اواخر ترياس باز زمين به طرف بالا حرکت مي کند و از آن پس حرکاتي آغاز مي شود که ناحيه را نوارهايي تقسيم مي کند که از نظر رسوبگذاري و انعکاسات تکتونيکي با هم اختلاف دارد. ديده مي شود که ناحيه مرکز و در هيچ زماني از حرکت باز نايستاده است و آنچه ديناميسم حاکم بر ناحيه را بظاهر به فازهاي مختلفي تقسيم مي کند احتمالا بشدت و ضعف اين نيروي لايزال و واکنش زمين مربوط مي شود. طپش بظاهر قائم ناحيه مورد مطالعه ما در دوران اول که در يک مفهوم کلاسيک به حرکات خشکي زايي تعبير مي شود، مطلق و نامحدود نيست و دامنه آن نيز به تدريج محو نمي شود. چراکه در چند ده کيلومتر شمال منطقه به گسل عطاري بر مي خوريم که دامنه اين حرکات را محدود مي کند و اين حرکات را از حالت مطلق به حالت نسبي در مي آورد، چنانکه اين ناحيه نسبت به ناحيه شمال اين گسله و در طول و محدود به آن حرکت مي کند، جهت اين گسله بطور متوسط N-70-E است.
   تغييرشکلي که در اثر فازهاي ديناميکي پس از ترياس مياني در ميان ترادفهاي زمين شناسي ناحيه ايجاد مي شود در فاصله بين نوارهاي محدود به گسله ها يکسان نيست. چين خوردگي معمولا متحدالمرکز است و حتي در مواردي که اين چين خوردگي بايک دگرگوني همراه مي شود نيز حالت نسبتا ملايم خود را از دست نمي دهد. چنانکه بندرت پهلوي يک چين حالت قائم به خود مي گيرد. از طرف ديگر در مواقعي که چين خوردگي کاملا محسوس است و ترادف هاي متأثر از آن با ترادف هاي جوانتر خويش اختلاف زاويه نسبتا شديدي ايجاد مي کند باز مسئله محدوديت فضايي و نسبيت تجلي مي کند و اين فضاها را از گسله ها محدود مي کند و دو طرف آن نسبت به يکديگر شدت و ضعف نسان مي دهد. وجود اين گسله ها در دوران اول چندان روشن نيست ولي در دوران هاي بعد بر تمامي نمودهاي زمين شناسي اثر مي گذارد. جالب است که جهت اين گسله ها نيز N-70-E است يعني همان جهتي که پس از استحکام پرکامبرين در ناحيه خودنمايي مي کند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 9:9 AM  توسط احسان صابری  | 

زمین شناسی مهندسی استان سمنان

 

کارهای زمین شناسی مهندسی در استان سمنان بیشتر در دامغان و توابع آن به خاطر شرایط خاص آن صورت گرفته است در یکی از مناطق مورد گفتگوبا گستره اى به مساحت بيش از 1500 کيلومتر مربع که در باختر شهرستان دامغان و پيوسته به آن است. اين پهنه دربرگيرنده قسمتى از بيابانهاى ايران مرکزى است که از راه دشت و جلگه هاى آبرفتى و کوهپايه اى به کوههاى البرز مى رسند.
بخشى از کوههاى البرز شمال و شمال باخترى گستره را دربر مى گيرد که سرچشمه سيلابهايى است که به ويژه در بهاران، ناگهانى و پر حجم و ويرانگرند. منطقه مورد صحبت از زمانهاى دور تا کنون، هر چند گاه دچار سيل زدگى و زيانهاى فراوان بوده است.
داده هاى تاريخى و همچنين دانسته هائى که از مردم بومى منطقه به دست آمده، اين زيانبارى را به خوبى بازگو مى کند.
گستره مزبور دربرگيرنده بيش از پنجاه دهکده است که حدود 30 تاى آنها هر ساله کم و بيش زيان ديده اند. و روستاهاى ديگر اگر خود زيان کمترى ديده اند، کاريزها و کشتزارهاى آنها از خسارات بى نصيب نمانده اند. گستره را خشک رودهاى دامنه جنوبى البرز تهديد مى کنند مانند کالهاى فى خار- آکسى- لبيرکوه- ديوتنگه، صح، ريزو، آب شرف ودريان (اين رديف بندى از خاور بر باختر منطقه است) اگر ناحيه را از خاور به باختر يعنى از طرف دامغان به سمت سمنان به سه بخش تقسيم کنيم سه بخش يا گستره بوجود مى آيد که عبارتند از:
بخش خاورى يا مجاور دامغان را سيلابهاى چشمه على، فى خار و دره آکسى به ويرانى مى کشاند. بخش مرکزى که در آن سيلابهاى لبيرکوه و ديوتنگه و رودخانه شورا و زيانبارند، گستره باخترى را رودخانه هاى صح (تويه دروار) آب شرف و دريان دربرمى گيرند بطوريکه همه روستاهاى پايين و بالا دست جاده سمنان- دامغان و راه آهن در طول حدود 30 کيلومتر (از ايستگاه امروان تا دامغان) از سيلابهاى ياد شده زيان مى بينند. سيلابها به ويژه هنگام پرآبى، از روى جاده آسفالته در طول 15 کيلومتر مى گذرند و زيانبار مى شوند. بررسيها و مطالعات انجام شده براى شناسايى راههاى جلوگيرى از زيان بارى سيلاب کوششى است براى آنکه راه برونرفت از ويرانگرى و زيان رسانى بر جاده و روستاها و کشتزارهاى آنها را بررسى کرده و راه حل مناسب پيشنهاد شود.
: با بررسى هاى زمين شناسى- تکتونيک- زمين ساخت و زلزله- آبشناسى سطحى و زمين شناسى مهندسى و ريخت شناسى و ارائه طرح آب بند و موانع ايمنى SAFETY BARRIER موانع انحراف کم کردن سرعت آب Current Breakers و همچنين سيل بند و تزريق مصنوعى در مواد دانه درشت را به گونه هاى مختلف ارائه داده و امکان انتخاب را بر حسب ميزان مخارج مطرح کرده و همزمان منابع برداشت مصالح مورد نياز را (قرضه) در منطقه و چگونگى مصرف آنها را يادآور مى شود(امينى، 1363)

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 9:7 AM  توسط احسان صابری  | 

                                                                                                                                                               زمين شناسي اقتصادي سمنان
  
   1-2 مقــــــدمــــه
   کشور ما ايران داراي ذخاير غني از مواد معدني مي باشد و مي توان گفت يکي از برجسته ترين کشورهاي داراي منابع معدني است بدون شک توجه به اين سرمايه عظيم مي تواند باعث رشد و شکوفايي اقتصاد کشور گردد. با توجه به اينکه تکيه بر ذخاير نفتي منبع ارزي هميشگي، کافي و مطمئني براي تأمين هزينه ها نيست مي توان با تمرکز و توجه بيشتر به بخش معدن و به دنبال آن صنايع مرتبط با اين بخش منبع ارزي مطمئني براي اقتصاد کشور پايه ريزي کرد. در اين ميان توجه مقامات استانها و برنامه ريزي هاي کوتاه مدت و درازمدت آنها مي تواند نتيجه گيري بهتري را ارائه دهد. سمنان به عنوان يکي ازپتانسیل های غني و مستعد، از اين قاعده مستثني نيست. شرايط نامساعد اقليمي در بعضي مناطق و نبودن منابع کافي آب و خاک در اين استان سبب شده است تا مواد خام اوليه که به صورت پتانسيل هاي معدني و معادن شناسايي گرديده است نتواند به طور مستقيم با هدايت به بخش صنعت و کارخانجات مراحل مختلف براي تبديل به محصولات قابل عرضه را طي نمايد. بنابراين جاي آن دارد که به اين مسئله نيز توجه گردد چراکه بخش عمده اي از ارزآوري فرآورده هاي معدني بعد از طي مراحل صنعتي مي باشد.
   قرارگيري سمنان بين دو شهر مهم تهران و مشهد شرايط مناسبي را براي جابجايي مواد معدني ايجاد مي کند. در ضمن نزديکي به تهران بازار خوبي را براي فروش اين محصولات پديد مي آورد.
  
   2-2پراکندگي مواد معدني در سطح استان
   با بررسي پراکندگي مواد معدني در سطح استان مشاهده مي شود (شکل 2-1 ) که مواد معدني مختلف در نقاط و بخشهاي خاصي پراکندگي بيشتري دارند اين مسئله به دليل تنوع و تفاوت تشکيلات زمين شناسي در سطح اين استان مي باشد. به طور کلي مي توان ارتباط بين تشکيلات زمين شناسي و مواد معدني در سطح استان را به صورت زير ذکر کرد.

شکل 2- پراکندگي مواد معدني در سطح استان سمنان (اقتباس از پایگاه داده های زمین شناسی)

 

 


سنگ گـــچ
   سنگ گچ در شمال گرمسار، شمال و جنوب غرب سمنان، شمال دامغان و شمال شرق شاهرود و شمال غرب پارچين، اطراف حسن آباد، ايوانکي، شمال شرق ده نمک، غرب سمنان واقع در طبقات تبخيري مربوط به دوره ائوسن - اليگوسن با امتداد شمال شرق – جنوب غرب گسترش دارند و از ذخاير با ارزش و گسترده محسوب مي شوند(گزارش نقشه 1:50000).
  
   سنگ نمــــک
   در شمال غرب گرمسار و جنوب غرب تا جنوب شرق سمنان و در تشکيلات تبخيري ائوسن - اليگوسن قرار دارد و در مناطق ايوانکي و شمال ده نمک وجنوب سمنان نيز استخراج مي شود.
  
   نمک آبــــــي
   در جنوب منطقه طرود و بيدستان و جنوب دامغان و شرق شاهرود و حاصل تأثير آبهاي سطحي بر روي طبقات نمکي اليگوسن است(گزارش نقشه 1:50000).
  


   سولفات دوسود
   در جنوب جاده گرمسار – سمنان (جنوب ده نمک) و در جنوب ايوانکي در رسوبات آلوويم کواترنري و در اطراف حسن آباد و حاشيه کوير وجود دارد.

 

کائــــولن
   درشمال سمنان و منطقه بيدستان تشکيل شده و در ميان توده هاي آذرين (آندزيت، ريوليت و توف) آلتره شده مربوط به ائوسن - اليگوسن قرار دارد. همچنين در مناطق شمال غرب، پارچين، شمال سمنان، تويه و دروار بين سمنان و دامغان، دماوند و جابان نيز وجود دارد.
  
   بنتونيــت
   در جنوب شرق و جنوب غرب سمنان و منطقه بيدستان بوده و از توفهاي ائوسن که ميان طبقات آهک، مارن و شيل قرار دارند تشکيل شده است.
  
   خاک نسوز
   در جنوب جاده سمنان – دامغان و در ميان تشکيلات ولکانيکي ائوسن قرار دارد.
  
   فلدسپات
   در شمال سمنان و منطقه طرود و در سنگهاي ائوسن يافت مي شود(گزارش نقشه 1:50000).
  
   باريتيــن
   در شرق سمنان و در سنگهاي مربوط به ائوسن تشکيل شده است. همچنين در ناحيه سياه کوه در جنوب گرمسار و شمال پارچين نيز وجود دارد.

 سيليـــس
   در شمال غرب سمنان و شمال شرق سمنان و در قسمتهاي فوقاني تشکيلات شمشک تشکيل شده است. بين سنگسر و شهميرزاد و همچنين در شمال رودهن نيز اين ذخاير يافت شده است.
  
  سنگهاي ساختماني و لاشه موزائيکي و آهکي
   در اطراف شاهرود و جنوب دامغان و در زمانهاي مختلف تشکيل شده است. در نواحي سرکوير و چاه فرسخ سنگهاي مرمري وجود دارد در اطراف ترود نيز سنگهاي آهکي مناسب براي تهيه پلاک وجود دارد.
  
   گـوگــرد
   درجنوب سمنان قرارداشته و احتمالا حاصل تأثير فعل و انفعالات شيميايي بر روي طبقات تبخيري دوران سنوزوئیک است. فيروزه، منگنز و طلا در شمال منطقه طرود و بيدستان، دولوميت و ليمونيت در شمال سمنان نفت در جنوب سمنان و باريت و تالک در منطقه طرود و بيدستان يافت مي شوند(گوگرد سمنان، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور، 1376.)

  
   3-2تقسيم بندي سمنان به مناطق معدني مختلف
   بر اين اساس مي توان چند منطقه معدني مختلف را ذکر کرد:
  
   منطقه ذغالدار شمال دامغان تا شمال شاهرود:
   اين منطقه قسمتي از زون ذغال دار البرز است. رسوبات ذغال دار در اين منطقه در سازند شمشک (ترياس فوقاني – ژوراسيک تحتاني) قرار دارد و از نظر زمين شناسي داراي ساختماني درهم و شامل ناوديس ها و تاقديس هاي متعددي است.
  
   منطقه معدني طرود و بيدستان:
   دراين منطقه معادن زيادي شامل سرب و روي، مس، منگنز، بنتونيت، کائولن، نمک، فلدسپات، تالک، فيروزه، باريت، طلا، سنگهاي ساختماني و خاک صنعتي وجود دارد مي تواند جهت بهره برداري و اکتشافات مورد مطالعه بيشتر قرار گيرد.

 

  منطقه معدني اطراف سمنان :
   در اين منطقه معادن فلزي آهن، سرب و روي و معادن غير فلزي کائولن، خاک صنعتي، سيليس کوارتزيت، بوکسيت و مواد آلوموسيليکاته، باريت، سنگهاي ساختماني، سنگ نمک، سنگ گچ، فلدسپات، گوگرد، بنتونيت و دولوميت قرار دارد. در اين منطقه پتانسيل قابل توجهي از سرب و روي وجود دارد. يکي از مصرف کنندگان عمده محصول معادن آهن اين استان کارخانه سيمان تهران است.
  
   منطقه معدني اطراف گرمسار:
   مهمترين معادن اين ناحيه سولفات دوسود سنگ نمک و سنگ گچ است. معادن سولفات دو سود اين ناحيه در جنوب ده نمک و جنوب ايوانکي قرار دارد.
  
   منطقه معدني اطراف شاهرود:
   داراي معادن مرغوبي از گچ و همچنين سنگهاي ساختماني، سنگ آهک، سنگ لاشه، نمک و سرب و روي است که در شمال شرق و غرب شهر شاهرود گسترش دارند.
  
   منطقه معدني اطراف دامغان:
   معادن گچ در شمال اين شهر و معادن سرب و روي در غرب و معادن سيليس، خاک صنعتي، سنگهاي ساختماني و ذغال سنگ در جنوب غرب آن قرار دارند.


   منطقه معدني عباس آباد:
   در اين منطقه معادن مس فراواني وجود دارد. معادن کروميت موجود در اين بخش از معادن فعال بشمار مي رود.(گوگرد سمنان، سازمان زمين شناسي و اكتشافات معدني كشور، 1376.)

 4-2 معادن سنگ آهن

  سمنان از جمله مناطقی است که داری مقدار زیادی معادن سنگ آهن می باشد که در زیر بیان شده است.
 1-4-2 سنگ آهن پنجکوه
   مشخصات جغرافيايي اين معدن 54 درجه 25 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 47 دقيقه عرض شمالي مي باشد. فاصله اين معدن تا نزديکترين آبادي 16 کيلومتر است. جنس سنگ درونگير آندزيت و سن آن ائوسن مي باشد. کاني شناسي اين کانسار هماتيت و شکل ماده معدني رگه اي است. استخراج سالانه معدن به 10000 تن مي رسد و عمده مصرف آن در ذوب آهن و کارخانه هاي سيمان مي باشد. ميزان ذخيره کانسار را 67 هزار تن تخمين مي زنند که عيار آهن آن نيز حدود 60-55% است. (عکس 2-1)

           عکس 2-1 معدن پنجکوه در 54 درجه 25 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 47 دقيقه عرض شمالي

(اقتباس از پایگاه داده های زمین شناسی)

  2-4-2سنگ آهن شمال سمنان
   اين معدن در موقعيت 53 درجه 25 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 40 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. فاصله آن با نزديکترين آبادي 3 کيلومتر است. کاني شناسي کانسار بشکل هماتيت، شکل ماده معدني رگه اي، جنس سنگ درونگير آندزيت و سن آن ائوسن مي باشد. استخراج سالانه 300000 هزار تن و مصرف عمده آن کارخانه سيمان تهران مي باشد. ذخيره کانسار بر200 هزار تن بالغ مي شود که عيار ماده معدني آن 50% است.

                                                                                

3-4-2  سنگ آهن جام
   موقعيت جغرافيايي اين معدن 53 درجه 49 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 47 دقيقه عرض شمالي مي باشد. نزديکترين آبادي در فاصله يک کيلومتري معدن قرار دارد. جنس سنگ درونگير آهک بوده و سن آن کرتاسه مي باشد. کاني شناسي کانسار به شکل ليمونيت و شکل ماده معدني رگه اي است. استخراج سالانه از معدن حدود 11650 تن بوده است که عمده مصرف آن در کارخانه سيمان نکاست. ميزان ذخيره کانسار 70 هزار تن کانه با عيار 62% مي باشد.
  
  4-4-2 سنگ آهن لجنه
   اين معدن در طول جغرافيايي 55 درجه 8 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 47 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. نزديکترين آبادي در 5 کيلومتري معدن واقع است. جنس سنگ درونگير آهک و سن آن پرمين مي باشد.
   ماده معدني به شکل رگه اي است. استخراج سالانه معدن 15000 تن کانه، ذخيره کانسار367 هزار تن و عيار متوسط60% مي باشد.
  
  5-4-2 سنگ آهن شيخاب
   اين معدن در مختصات جغرافيايي 35 درجه 39 دقيقه عرض شمالي و 53 درجه 25 دقيقه طول شرقي واقع شده است و در 45 کيلومتري جاده آسفالته سمنان – دامغان قرار دارد. کانه آهن در معدن به صورت هماتيت و منيتيت با عيار 25 تا 55% است و در تشکيلات آهکي و ماسه سنگي قرار گرفته است. ذخيره احتمالي معدن 500 هزار تن برآورد شده است.

 

  6-4-2 معدن سنگ آهن علاء
   مختصات جغرافيايي معدن 35 درجه 39 دقيقه عرض شمالي و 53 درجه 25 دقيقه شرقي طول شرقي است و دسترسي به آن از طريق دو کيلومتري شمال شرق سمنان توسط جاده اي به طول 15 کيلومتر به سمت شمال است. ذخيره معدن در توده هايي از سنگ آندزيتي قرار دارد و از دو بخش هماتيتي و منيتيتي تشکيل شده است.
  
   5- 2 معادن کروميت
   1-5- 2 معدن کروميت فرومد
   موقعيت اين معدن در فاصله بين شاهرود و سبزوار و در بين 56 درجه 45 دقيقه طول شرقي و 36 درجه 37 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. پس از حرکت از شاهرود بطرف سبزوار و رسيدن به شهر داورزن جاده اي سمت شمال جدا مي شود که با پيمودن 22 کيلومتر ما را به محل معدن مي رساند. در اين منطقه توده بزرگي از سنگهاي آذرين قرار گرفته است که محتوي تعداد زيادي توده هاي کروميت به شکل رشته ها و عدسي هاي بزرگ و کوچک مي باشد. توده آذرين اين ناحيه در جهت تقريبا شرقي – غربي کشيده مي شود و در وهله اول ازسنگهاي بسيار قليايي تشکيل مي گردد. سنگ کرم يعني کروميت اين ناحيه از نوع متراکم، پوست پلنگي و نواري است و کانسار کرم به شکل عدسي و توده هاي خطي تشکيل گرديده است.

کروميت اين منطقه در داخل دونيت هاي سرپانتينيزه قرار گرفته است و بصورت عدسي هاي نامنظم يا لوله اي شکل و همچنين قطعات لايه مانند ديده مي شود. غالبا در اثر تکتونيک وضع نامنظمي پيدا کرده است. سن سنگ درونگير کرتاسه مي باشد. استخراج توده کروميت بصورت روباز انجام مي گيرد و ميزان استخراج سالانه به 6000 تن مي رسد که عمده آن به چين صادر مي شود. پاراژنز کانه منيزيت و تالک مي باشد. ميزان ذخيره کانسار 100 هزار تن با عيار45% است.(عکس های 2-2 و2-3 )

عکس 2-2

 

 

 

 

عکس 2-3                                

                                                                                                                                               

  2-5- 2 کروميت شمال فيروزآباد
   اين معدن در موقعيت 56 درجه 32 دقيقه طول شرقي و36 درجه 35 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. فاصله نزديکترين آبادي با معدن 6 کيلومتر است. جنس سنگ درونگير اولترابازيک بوده و سن آن کرتاسه مي باشد. شکل ماده معدني توده اي است که همراه آن منيزيت و تالک نيز يافت مي شود. ميزان ذخيره کانسار 61 هزار تن با عيار 47% است. استخراج سالانه معدن به 2000 تن بالغ مي شود که عمده آن به چين صادر مي شود.
  
  3-5- 2 کروميت ميرمحمود
   موقعيت اين معدن 56 درجه 48 دقيقه طول شرقي و 36 درجه 34 دقيقه عرض شمالي است. اين معدن در فاصله 5 کيلومتري از نزديکترين آبادي قرار دارد. سنگ درونگير از جنس اولترابازيک و سن آن کرتاسه مي باشد. ماده معدني توده اي است که منيزيت و تالک همراه با آن ديده مي شود. ذخيره کانسار 32 هزار تن کانه با عيار 45-42% است. ميزان استخراج سالانه 6000 تن مي باشد که غالب آن به چين صادر مي شود.

 4-5- 2 کروميت عباس آباد
   موقعيت جغرافيايي اين معدن 56 درجه 30 دقيقه طول شرقي و 32 درجه 26 دقيقه عرض شمالي است. فاصله معدن از نزديک آبادي 8 کيلومتر مي باشد. سنگ درونگير را سنگهاي اولترابازيک با سن کرتاسه تشکيل مي دهند. شکل ماده معدني توده اي است. ميزان ذخيره کانسار 50 هزار تن و عيار ماده معدني 45-40% مي باشد. ميزان بهره برداري از معدن به 3000 تن مي رسد که عمده آن به چين صادر مي شود.
  
  6-2 کانسارهاي سيليس

 
   1-6-2  معدن سيليس چاه شيرين
   اين معدن در موقعيت 54 درجه 3 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 20 دقيقه 30 ثانيه عرض شمالي قرار دارد. فاصله نزديکترين آبادي از معدن 55 کيلومتر مي باشد. سن سنگ درونگير ژوراسيک و جنس آن شيست است. شکل ماده معدني رگه اي بوده و ميزان ذخيره کانسار به 8 هزار تن مي رسد. استخراج سالانه معدن حدودا 2000 تن مي باشد که در بلورسازي هاي اطراف تهران به مصرف مي رسد.
  
   2-6-2  معدن سيليس افتر
   اين معدن در 37 کيلومتري شمال غرب سمنان و شمال شرق روستاي افتر قرار دارد. موقعيت جغرافيايي آن 52 درجه 6 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 42 دقيقه عرض شمالي مي باشد. ماده معدني سنگ سيليسي است که بصورت لايه هاي ضخيم سيليسي مي باشد. سنگ درونگير از جنس ماسه سنگ بوده سن آن ژوراسيک است. ماسه سنگ مذکور از دانه هاي ريز به هم چسبيده تشکيل گرديده که اندازه دانه هاي سيليس از 07/0 تا 5 ميليمتر مي باشد. دانه هاي ريز بوسيله ماتريکس نرم سيليسي بهم چسبيده اند و تشکيل ماسه سنگ سيليسي را داده اند. طبقات ماسه سنگها بوسيله سنگهاي آهکي و آهکهاي متامورفيک و آهک دولوميت دار و همچنين شيست هاي رسي و مارن محصور و پوشانده مي شود. ميزان ذخيره کانسار به 250 هزار تن بالغ مي شود. از اين کانسار سالانه 55000 تن ماده معدني استخراج مي شود که براي تأمين ماسه ريخته گري بکار مي رود.

 

 3-6-2  معدن سيليس جام
   اين معدن در موقعيت 53 درجه 58 ثانيه طول شرقي و 35 درجه 49 دقيقه 30 ثانيه عرض شمالي قرار دارد. جنس سنگ درونگير ماسه سنگ و سن آن ژوراسيک مي باشد. شکل ماده معدني لايه اي است. ميزان ذخيره کانسار 80 هزار تن و ميزان استخراج سالانه معدن 15000 تن مي باشد.
  
  4-6-2  معدن سيليس ميقان
   موقعيت جغرافياي معدن 54 درجه 58 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 40 دقيقه عرض شمالي است. فاصله معدن از نزديکترين آبادي 5 کيلومتر است. سنگ درونگير ماسه سنگ بوده و سن آن ژوراسيک مي باشد. ماده معدني به شکل لايه اي ديده مي شود. ذخيره کانسار به 250 هزار تن بالغ مي شود که در سال 4000 تن آن استخراج مي گردد.


  
  5-6-2 معدن سيليس فيخار


   اين معدن در موقعيت 54 درجه 8 دقيقه 30 ثانيه طول شرقي و 36 درجه 9 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. فاصله نزديکترين آبادي از آن 5 کيلومتر است. سنگ درونگير آن ماسه سنگ بوده شکل ماده معدني لايه اي است. ذخيره کانسار را 250 هزار تن تخمين زده اند که از اين مقدار سالانه 4000 تن بهره برداري مي گردد و براي شرکت تاوان سيليس فرستاده مي شود.

 

  6-6-2 معدن سيليس هميرد
   معدن فوق در موقعيت 35 درجه 45 دقيقه عرض شرقي و 53 درجه 49 دقيقه طول شمالي واقع است. معدن از سيليس مرغوب با خلوص بالاي 98 درصد تشکيل شده است.
  
   7-2کانسارهاي نمک


   1-7-2نمک کوهدشت کهن
   اين معدن در موقعيت 52 درجه 9 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 11دقيقه عرض شمالي قرار دارد. فاصله نزديک ترين آبادي با معدن 20 کيلومتر مي باشد. سن سازند در برگيرنده نمک اليگوسن بوده و همراه با نمک ژيپس نيز يافت مي شود. ماده معدني به شکل لايه اي ديده مي شود. ذخيره کانسار 105 هزار تن ماده معدني از نوع درجه يک و دو مي باشد که از اين مقدار سالانه 15000 تن استخراج و براي مصرف نمک کوبي ها ارسال مي گردد.
  
   2-7-2 نمک سپيده


   مختصات جغرافيايي اين معدن 52 درجه 8 دقيقه طول شرقي 35 درجه 12 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. اين معدن در فاصله 21 کيلومتري از نزديکترين معدن قرار دارد. سازند در برگيرنده کانه سن اليگوسن داشته وهمراه آن ژيپس نيزديده مي شود. ماده معدني به شکل لايه اي است. ميزان ذخيره کانسار حدودا 836 هزار تن نمک درجه يک و دو مي باشد که 3000 تن آن در سال براي مصرف نمک کوبي ها استخراج مي گردد.

 

  3-7-2 معدن نمک راه راهک

 
   اين معدن در 12 کيلومتري شمال غرب گرمسار در موقعيت 52 درجه 17 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 16دقيقه عرض شمالي قرار دارد. اين معدن از طبقات ضخيم نمک به ضخامت 60 متر و شيب 80 درجه تشکيل شده است و داراي امتداد شمال غرب – جنوب شرق مي باشد. در بين طبقات نمک لايه هاي گچ، مارن و شيست به رنگ سبز و قرمز ديده مي شود، بنابراي ماده عمده باطله اين معدن گچ است. نمک در رنگهاي قرمز، قهوه اي، سفيد و خاکستري يافت مي شود. خلوص نمک معدن 98% است. ميزان ذخيره کانسار700 هزار تن مي باشد که ازاين مقدار سالانه 90000 تن بهره برداري مي شود.
  
   4-7-2معدن نمک تخت رستم


   معدن تخت رستم در 18 کيلومتري جنوب شرقي ايوانکي در موقعيت 52 درجه 7 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 17دقيقه عرض شمالي قرار دارد. اين معدن بصورت گنبد نمکي است که از نوع نسبتا مرغوب مي باشد و در آن لايه هايي از خاک، رس، مارن و گچ ديده مي شود. ضخامت مفيد نمک 25 متر است. سن سازند در برگيرنده نمک اليگوسن مي باشد. رنگ نمکها غالبا خاکستري است و 90% خلوص دارد. معدن 960 هزار تن ذخيره دارد که سالانه 70000 تن از آن به روش پله اي استخراج مي شود.

 

  5-7-2 معدن نمک سيالک


   معدن در 15 کيلومتري غرب گرمسار، در موقعيت 52 درجه 12 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 17دقيقه عرض شمالي قرار دارد. سن سازند دربرگيرنده ماده معدني اليگوسن است. همراه ماده معدني که به شکل لايه اي ديده مي شود ژيپس نيز وجود دارد. ذخيره کانسار به 310 هزار تن بالغ مي شود که نوع نمک آن درجه يک و دو مي باشد و سالانه 3500 تن از آن براي ارسال به نمک کوبي هاي استان استخراج مي شود.
  
   6-7-2معدن نمک سرو


   موقعيت اين معدن 52 درجه 12 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 11دقيقه عرض شمالي مي باشد. نزديکترين آبادي در فاصله 13 کيلومتري معدن قرار دارد. شکل ماده معدني لايه اي است و همراه آن ژيپس نيز يافت مي شود. سن سازند در برگيرنده ماده معدني اليگوسن است. ذخيره معدن 524 هزار تن نمک درجه يک و دو بوده که سالانه 30000 تن از آن براي نمک کوبي هاي استان و خارج استان بهره برداري مي شود.
  
   7-7-2 معدن نمک ميلاد

   معدن مذکور در موقعيت 52 درجه 10 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 11دقيقه عرض شمالي قرار دارد. ماده معدني به شکل لايه اي و سن سازند درونگير نمک اليگوسن مي باشد. همراه با نمک ژيپس نيز وجود دارد. کل ذخيره معدن 1200 هزار تن نمک درجه يک و دو مي باشد که سالانه 72000 تن آن استخراج مي شود.

 8-7-2 معدن نمک کيميا


   معدن در موقعيت 52 درجه 9 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 12 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. فاصله نزديکترين آبادي از معدن 22 کيلومتر است. نمک به حالت لايه اي همراه با ژيپس ديده مي شود. سازند درونگير سن اليگوسن دارد. ذخيره معدن طبق آخرين برآورد 400 هزار تن مي باشد که در سال حدودا 40000 تن آن استحصال مي گردد.
  
   9-7- 2 معدن نمک سالار


   موقعيت جغرافيايي معدن 52 درجه 11 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 12 دقيقه عرض شمالي مي باشد. سن سازند درونگير اليگوسن و شکل ماده معدني لايه اي است. معدن ذخيره اي بالغ بر 400 هزار تن دارد که سالانه 40000 تن آن استخراج و براي مصرف به نمک کوبي هاي استان ارسال مي شود.
  
   10-7-2معدن نمک ملحه


   اين معدن در فاصله 48 کيلومتري جنوب شرقي سمنان در موقعيت 52 درجه 43 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 22 دقيقه 30 ثانيه عرض شمالي واقع شده است. در منطقه محدوده معدن و حومه آن يک سري تناوني از طبقات توفهاي مارني سبز و قرمز رنگ و نيز مارن هاي بنتونيزه شده به رنگ سبز تا سفيد متمايل به کرم رنگ و نمک و آهک وجود دارد. ضخامت لايه بندي در طبقات مارني و توفي مذکور بين 1 تا 5 متر که شمال غرب – جنوب شرق است با ضخامت بين 200 تا 500 متر وجود دارد. خلوص ماده معدني به بيش از 98% مي رسد و در نوع سنگ ممتاز آن بيش از 99% مي باشد. تشکيلات نمک دار از لحاظ سني به اليگوسن نسبت داده مي شوند. معدن نمک ملحه بصورت گنبدهاي نمکي ديده مي شود و از فعال ترين و قديمي ترين معادن نمک ايران به حساب مي آيد. ذخيره معدن حدود 1400000 هزار تن مي باشد که سالانه 100000 تن از آن استخراج مي شود.

 

  11-7-2معدن نمک قائم


   معدن در موقعيت 52 درجه 8 دقيقه طول شرقي و 35 درجه14دقيقه عرض شمالي قرار دارد. نزديکترين آبادي در فاصله 23 کيلومتر معدن واقع است. سن سازند درونگير ماده معدني اليگوسن بوده و همراه نمک ژيپس ديده مي شود. ماده معدني به شکل لايه اي است. ذخيره معدن حدودا 150 هزار تن برآورده شده که از اين ميزان سالانه 1500 تن استخراج مي گردد.

 

  12-7- 2 معدن نمک خوش کلات


   موقعيت جغرافيايي معدن 52 درجه 6 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 13دقيقه عرض شمالي مي باشد. نزديک ترين آبادي در فاصله 24 کيلومتري معدن قرار دارد. ماده معدني به شکل لايه اي و ژيپس کاني همراه نمک است. سازند درونگير نمک سن اليگوسن دارد. معدن ذخيره اي بالغ بر 300 هزار تن دارد که سالانه 1000 تن آن بهره برداري مي شود.
  
   13-7-2 معدن نمک آبي طرود و بيدستان


   اين معدن بصورت کال هاي نمک مي باشد و در دو منطقه مشاهده مي گردد: يکي در 8 کيلومتري جنوب شرقي آبادي بيدستان و ديگري در 11 کيلومتري جنوب غربي آبادي طرود. موقعيت تقريبي آن 54 درجه 4 دقيقه طول شرقي و35 درجه 18دقيقه عرض شمالي است.
   شکل اين معدن رسوبي لايه اي بوده و ماده معدني در دو منطقه طرود و بيدستان بصورت کالهاي نمک به ابعاد مختلف تشکيل مي شود. در منطقه طرود تشکيلات رسوبي تقريبا سالم مانده و تپه هاي کم ارتفاع مارنها، مارنها گچي، گچ، نمک، باندهاي نمک دار و گچ دار را تشکيل داده است. اين تپه ها منشاء تشکيل معدن مورد بحث مي باشند. در منطقه جنوب بيدستان ارتفاعات تپه مانندي مربوط به دوران سوم ديده مي شوند که جنس آنها با مارنهاي سبز و قرمز و کنگلومراي سيليسي و ماسه سنگ مي باشد. سپس به يک طبقه نمک سنگي با ميان لايه هايي از گچ و مارن برخورد مي کنيم. از اين معدن سالانه 800 تن استخراج صورت مي گيرد.

 

  14-7- 2 معدن نمک آبي اطراف شاهرود


   اين معدن در 42 کيلومتري شمال شرق شاهرود و شمال جاده شاهرود – سبزوار و 20 کيلومتري شمال غربي ميامي در موقعيت 55 درجه 57 دقيقه طول شرقي و 36 درجه 28 دقيقه 30 ثانيه عرض شمالي قرار دارد. قشر نمک تبخيري در اين معدن بصورت تخته کلوخه به ضخامت 5 تا 35 سانتي متر مي باشد که در کالهاي عباس آباد، گازورت، شيرين چشمه، جيلان، ميامي و آب مرجان مشاهده مي شود. سن سازند در برگيرنده نمک اليگوسن است و همراه نمک ژيپس نيز ديده مي شود. ذخيره اين معدن نامشخص است ولي سالانه 750 تن نمک براي مصارف خوراکي و صنعتي از آن استخراج مي شود. معادن نمکي که در ذيل نامبرده مي شوند همگي سن سازند درونگيرشان اليگوسن بوده و شکل ماده معدني شان لايه اي است و همراه نمک ژيپس نيز ديده مي شود، بنابراين به ذکر اسم، موقعيت و ذخيره آنها اکتفا مي گردد.
  
   15-7- 2 معدن نمک گهردشت

 
   موقعيت آن 52 درجه 12دقيقه طول شرقي و 35 درجه 11دقيقه عرض شمالي است. ذخيره آن 100 هزار تن مي باشد که سالانه 1000 تن آن استخراج مي شود.
  
   16-7-2معدن نمک گوهر


   اين معدن در موقعيت 52 درجه 13دقيقه طول شرقي و 35 درجه 14دقيقه عرض شمالي قرار دارد. ذخيره آن به 200 هزار تن بالغ مي شود که سالانه 2000 تن آن استخراج مي شود.

 

 17-7-2 معدن نمک ايران

 
   موقعيت جغرافيايي اين معدن 52 درجه 7 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 13دقيقه 30 ثانيه عرض شمالي است. ذخيره آن را 225 هزار تن تخمين زده اند که از اين مقدار 1500 تن سالانه بهره برداري مي گردد.
  
   18-7-2 معدن نمک گوهران


   اين معدن در موقعيت 52 درجه 16دقيقه طول شرقي و 35 درجه 13دقيقه عرض شمالي واقع است. ذخيره معدن 250 هزار تن بوده و استخراج سالانه آن3000 تن آن مي باشد.
  
   19-7-2 معدن نمک عظيم


   معدن فوق الذکر در موقعيت 52 درجه 10 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 17 دقيقه عرض شمالي قرار دارد. ذخيره معدن حدودا 220 هزار تن بوده و سالانه 2000 تن آن استخراج مي گردد.

 

  20-7-2معدن نمک موعود


   موقعيت اين معدن52 درجه 8 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 13 دقيقه عرض شمالي است. معدن ذخيره اي بالغ بر 150 هزار تن داشته و سالانه 2000 تن از آن بهره برداري مي گردد.
  
   21-7-2 معدن نمک کوهسار کهن


   اين معدن در موقعيت 52 درجه 5 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 14دقيقه عرض شمالي واقع است. ذخيره معدن 400 هزار تن بوده و هر سال 3000 تن آن استخراج مي شود.
  


   22-7-2 معدن نمک جوانکاران


   موقعيت اين معدن 52 درجه 7 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 13دقيقه 30 ثانيه عرض شمالي است. ميزان ذخيره معدن 190 هزار تن بوده و استخراج سالانه آن 2000 تن مي باشد.
  
   23-7-2 معدن نمک مرواريد


   معدن در موقعيت جغرافيايي 52 درجه 6 دقيقه طول شرقي و 35 درجه 13دقيقه 30 ثانيه عرض شمالي قرار دارد. براي معدن ذخيره اي حدود 150هزار تن برآورد نموده اند که از اين مقدار در سال 2000 تن بهره برداري مي گردد.

 

8-2   کانسارهاي مس


   1-8-2  کانسار مس کلوت
   مختصات جغرافيايي اين کانسار 35درجه 21 دقيقه عرض شمالي و 54 درجه 14دقيقه طول شرقي است. فاصله نزديکترين آبادي تا اين معدن 38 کيلومتر و جنس سنگ درونگير ماده معدني آندزيت به سن ائوسن مي باشد. ميزان استخراج ساليانه ماده معدني که به صورت رگه اي شکل است 15000 تن و ميزان ذخيره کلي معدن 600 هزار تن است. عيار مس در اين معدن 06/2% مي باشد. کانه عمده مس در اين منطقه کالکوزين است که مالاکيت آن را همراهي مي کند.
  
  2-8-2  کانسار مس چاه موسي
   اين کانسار در مختصات جغرافيايي 35 درجه 29 دقيقه عرض شمالي و 54 درجه 54 دقيقه طول شرقي در فاصله 119 کيلومتري جنوب شرق سمنان (منطقه ترود) و 8 کيلومتري شمال غربي ترود قرار دارد. جنس سنگ درونگير ماده معدني حدود داسيت – آندزيت و سن آن ائوسن مي باشد. شکل ماده معدني رگه اي و ميزان استخراج ساليانه آن 15000 تن بوده است. ميزان کلي ذخيره اين معدن 180 هزار تن برآورد شده است و عيار ماده معدني 2% مي باشد. کالکوزين، مالاکيت و مس طبيعي از عمده ترين کانه هاي مس در منطقه هستند. اين منطقه معدني از مناطق داراي اهميت در استان است.


  
   3-8-2  کانسار مس قله سوخته
   اين کانسار در مختصات جغرافيايي 35 درجه 28 دقيقه عرض شمالي و 54 درجه 48 دقيقه طول شرقي و در فاصله حدود 30 کيلومتري شمال غربي ترود واقع گرديده است. فاصله آن تا نزديکترين آبادي 16 کيلومتر مي باشد. جنس سنگ درونگير ماده معدني آندزيت و سن آن ائوسن است. ميزان استخراج ساليانه ماده معدني رگه اي شکل در اين معدن 5000 تن و ذخيره کلي آن 700 هزار تن مي باشد. عيار مس در اين معدن 5/1 % است. مهمترين کانه هاي موجود در اين محدود معدني عبارتند از کالکوزين، کوپريت، کولين، مس طبيعي، مالاکيت و اکسيدهاي منگنز که عمدتا به صورت دانه اي و رگچه اي در سنگها جاي گرفته اند.

 

4-8-2    کانسار مس چاه فرسخ
   مختصات جغرافيايي کانسار 35 درجه 25 دقيقه عرض شمالي و 54 درجه 18دقيقه طول شرقي است. اين معدن در 132 کيلومتري جنوب شرق سمنان قرار دارد. در منطقه کانسار يک عدسي نسبتا خوب از سنگ منگنز نيز وجود دارد که داراي ذخيره چندين هزار تني با عيار 35% مي باشد. اين معدن در حال حاضر غير فعال است.
  
   5-8-2 کانسار مس سر کوير
   مختصات جغرافيايي اين کانسار 35 درجه 21دقيقه عرض شمالي و 54 درجه 11دقيقه طول شرقي است. اين معدن در 98 کيلومتري سمنان قرار داشته و بهره بردار آن شرکت مس سمنان مي باشد.
  
   6-8-2 کانسار مس کلاته مهران
   اين کانسار در 35 درجه 21 دقيقه عرض شمالي و 54 درجه 12دقيقه طول شرقي واقع شده است و در 118 کيلومتري سمنان قرار دارد. اين معدن داراي دو قسمت مي باشد. 1- ناحيه شمال شرق: اين محل که در 3 کيلومتري جنوب غربي معدن مس کلوت قرار گرفته شامل يک چاه به عمق حدود 20 متر مي باشد. 2- ناحيه جنوبي معدن که غير فعال است.

 

7-8-2    کانسار مس چاه فراخ
   اين کانسار داراي مختصات جغرافيايي 35 درجه 28 دقيقه عرض شمالي و 54 درجه 18دقيقه طول شرقي است و در 135 کيلومتري جنوب شرق سمنان و منطقه سرکوير، در شمال آبادي بيدستان قرار دارد. فاصله اين کانسار تا روستاي ديان حدود 22 کيلومتر مي باشد. در منطقه دو نوع سنگ ولکانيکي ديده مي شود که عبارت از سنگ آندزيتي با بافت پورفيري و ديگري سنگ پيروکلاستيکي است. کالکوزين و مالاکيت از عمده ترين کانيهاي مس دار در اين محل هستند. سيليس و کلسيت به عنوان گانگ موجود در کانسار محسوب مي شوند.
  
   8-8-2  کانسار مس چشمه شيرين
   مختصات جغرافيايي کانسار 35 درجه 17دقيقه عرض شمالي و 54 درجه 40 دقيقه طول شرقي است. راه معدن از راه سرکوير که از جاده سمنان دامغان جدا مي شود مي باشد. ترکيب واحدهاي زمين شناسي منطقه آندزيتي است و فرآيند کانه سازي در امتداد گسلي تقريبا عمودي با راستاي شمال باختري (N15W) و در ضخامتي حدود 70-60 سانتيمتر انجام گرفته است. نوع کانه معدني کالکوزين است که به صورت رگه اي و دانه اي در زون معدني انباشته شده است. عيار مس در يک نمونه غني از کانه هاي کالکوزين و مالاکيت، 3/10% برآورد شده است.
  
   9-8-2  معدن چاه موسي II
   با مختصات جغرافيايي 35 درجه 28دقيقه عرض شمالي و 54 درجه 35 دقيقه طول شرقي در 15 کيلومتري شمال ترود قرار دارد.
  
   10-8-2 کانسار مس لب کال
   مختصات جغرافيايي اين کانسار 36 درجه 28 دقيقه عرض شمالي و 56 درجه 24 دقيقه طول شرقي مي باشد و در 15 کيلومتري شمال شرق عباس آباد و 7 کيلومتري شرق – شمال شرق آسيا ديو واقع شده است. سنگ در برگيرنده ماده معدني آندزيت است. کانيهاي مس عمدتا از کالکوسيت و لکه هاي مالاکيت بوجود آمده اند و کانه زايي در درزه ها و شکافها صورت پذيرفته است. درصد مس در اين معدن 62/3% است.
  
   11-8-2 کانسار مس بزرگ
   از مهمترين معادن مس در منطقه به شمار مي رود. روي واحد معدني توسط واحد رسوبي پوشيده شده واحد معدني داراي بافت پورفيري مي باشد. مختصات جغرافيايي معدن 36 درجه 25 دقيقه عرض شمالي و 56 درجه 25 دقيقه درجه طول شرقي مي باشد. اين ذخيره در 7 کيلومتري شمال شرق عباس آباد قرار دارد و سنگ در برگيرنده ماده معدني آن آندزيت است. نيمي از کانيهاي اين معدن سولفيدي و نيم ديگر کانيهاي اکسيدي مس، کربناتها و سيليکاتها مي باشد. مهمترين کانه معدني آن کالکوزين مي باشد و بطور کلي کالکوزين، منيتيت، هماتيت، کوولين، بورنيت و کربناتها از مهمترين کانه هاي شناخته شده در اين کانسار بشمار مي آيند.

 

  12-8-2  کانسار مس دامن جلا
   اين کانسار در 36 درجه 24 دقيقه عرض شمالي و 56 درجه 21 دقيقه طول شرقي و در 5/3 کيلومتري از جاده شمال عباس آباد واقع شده است. نوع سنگ در برگيرنده آندزيت آلگومرايي مي باشد که حاوي مس است. کانيهاي مس بيشتر سولفيدي و از نوع کالکوسيت مي باشد و در بعضي جاها پيريت نيز ديده مي شود. بورنيت، مالاکيت، کالکوپيريت و مس ناتيو نيز در اين منطقه وجود دارد. اکثر کالکوپيريت ها توسط کالکوسيت و کوپريت جايگزين شده است. کاني باطله در اين معدن کلسيت مي باشد. عيار ماده معدني 1 تا 5/1 % برآورد شده است.
  
   13-8-2  کانسار مس آسياديو
   مختصات جغرافيايي کانسار 36 درجه 25 دقيقه عرض شمالي و 56 درجه 28دقيقه طول شرقي است. اين کانسار در حدود 1 کيلومتري شرق معدن بزرگ قرار دارد. يک گسل معکوس با امتداد شمال غرب، بلوک شرقي را که اين معدن در آنجا قرار دارد، نسبت به معدن بزرگ 250 متر بطرف جنوب شرق جابجا کرده است. کاني سازي مس شامل کالکوسيت با لکه هايي از مالاکيت و آزوريت در يک گانگ کوارتزي مي باشد. عيار ماده معدني 86/2% تعيين شده است. ولي کلا کاني سازي بسيار فقير به نظر مي رسد. زون معدني به صورت شبکه اي از رگه هاي کالکوزين در درزه ها، شکستگي ها، گسلها فصول مشترک واحد ولکانيکي داراي بافت پورفيري دانه درشت با رخساره کربناتي زيرين و بالايي آن است.

 

8-2  -  14کانسار مس حمامي
   مختصات جغرافيايي کانسار 36 درجه 23 دقيقه عرض شمالي و 56 درجه 16دقيقه طول شرقي است. اين معدن در 9 کيلومتري غرب تا شمال غربي معدن دامن جلا با ارتفاع حدود 950 متر و در حدود 2 کيلومتري شمال کلاته چاه قنات الحاک واقع در کيلومتر 127 جاده شاهرود عباس آباد يا در حدود 20 کيلومتري عباس آباد قرار دارد. عيار مس در اين معدن را پايين و حدود 43/0% است. کانسار در ميان مجموعه اي از سنگهاي ولکانيکي ائوسن با ترکيب آندزيتي و تراکي آندزيت تا آندزيت با بافت پورفيري جاي گرفته است. عمده ترين کانه معدن کالکوزين مي باشد.
  
   15-8-2   کانسار مس چغندر سر
   داراي دو بخش جنوبي و شمالي مي باشد. اين کانسار داراي مختصات جغرافيايي 36 درجه 16دقيقه عرض شمالي و 56 درجه 12دقيقه طول شرقي است. کانسار چغندرسر جنوبي در حدود 12 کيلومتري جنوب جاده شاهرود - عباس آباد و در فاصله 2 کيلومتري از آن کانسار چغندرسر شمالي قرار دارد. کاني هاي مس در اين معدن کالکوسيت و مقدار مالاکيت است که در آندزيت هاي خاکستري قرار دارند. مس ناتيو در اين منطقه نيز ديده مي شود و همچنين ادخال هاي بورنايت و کوپريت بجاي کالکوسيت جايگزين شده اند. کاني باطله در اين کانسار کلسيت است و سنگ در برگيرنده آندزيتي مي باشد. عيار ماده معدني 23/2% برآورد شده است.

 

   16-8-2 کانسار مس گورخان
   مختصات جغرافيايي کانسار 36 درجه 12دقيقه عرض شمالي و 56 درجه 9 دقيقه طول شرقي است. اين معدن در 25 کيلومتري جاده جنوب غربي عباس آباد مي باشد. کاني سازي مس بطور ثانويه و بصورت پراکنده (بيشتر کربناتها و کريزوکولا) و کمي کالکوسيت در سنگهاي آندزيتي انجام شده است و عيار مس 05/1% است.
  
   17-8-2 کانسار مس اسب تاش و چهار کردون
   کانسار مختصات جغرافيايي 36 درجه 15دقيقه عرض شمالي و 56 درجه 4 دقيقه طول شرقي است. سنگ در برگيرنده اين کانسار آندزيتي است و آثار کارهاي قديمي در آن ديده مي شود. گودالهاي اين کارهاي قديمي با امتداد شرقي غربي به موازات گسلهايي که لايه ها را قطع کرده اند ديده مي شود.

 

18-8-2    کانسار مس بيارجمند
   مختصات جغرافيايي کانسار 35 درجه 57 دقيقه عرض شمالي و 55 درجه 57 دقيقه طول شرقي مي باشد. در اطراف بيارجمند (70 کيلومتري جنوبغرب عباس آباد) قرار دارد.
  
  19-8-2  کانسار مس چاک روقرو
   اين کانسار داراي مختصات جغرافيايي 35درجه 55 دقيقه عرض شمالي و 55 درجه 47 دقيقه طول شرقي است و در رشته اي از تپه هاي حاشيه اي دشت کوير (حدود 80 کيلومتري جنوب غرب عباس آباد و 20 کيلومتري جنوب بيارجمند) قرار دارد. کانه در قسمت فوقاني لايه آندزيت پورفيري و در محل کنتاکت با طبقات بالايي که از جنس آگلومراي آندزيتي است قرار دارد.
  
  20-8-2 کانسار مس مهران کوير 2
   مختصات جغرافيايي اين کانسار 35درجه 20دقيقه و 54 درجه 12دقيقه مي باشد و در 5/4 کيلومتري جنوب غربي کانسار کلوت و 5/1 کيلومتري جنوب غربي کانسار مهران کويري (1) واقع شده است. سنگ در برگيرنده کانسار سنگهاي ولکانيکي خاکستري رنگ با بافت پورفيري دانه درشت و ترکيبي آندزيتي است. کانه اصلي اين کانسار کالکوزين و کانه ثانويه مالاکيت است و کلسيت از مهمترين کانيهاي گانگ بشمار مي آيد. از مهمترين فرآيندهاي دگرساني در منطقه کلريتي و کائولينيتي شدن را مي توان نام برد.

 

   21-8-2 کانسار مس مهران کوير 2
   اين کانسار در مختصات جغرافيايي 35 درجه 20 دقيقه و 54 درجه 12دقيقه 30 ثانيه واقع شده است. محل اين کانسار در حدود 3 کيلومتري غرب، جنوب غرب کانسار کلوت واقع شده است. مهمترين سنگ در برگيرنده ماده معدني در اين محدوده سنگهاي ولکانيکي به رنگ خاکستري با بافت پورفيري دانه درشت و بلورهاي درشت آمفيبول و فلدسپار در زمينه اي دانه ريز مي باشد. دگرساني هاي عمده در اين منطقه شامل کلريتي کائولينيتي، ليمونيتي و کمي سيليسي شدن مي باشد. کالکوزين مهمترين کانه اين کانسار محسوب مي شود.
  
   22-8-2 مس چاه آباد سرکوير
   اين کانسار داراي مختصات جغرافيايي 35 درجه 16دقيقه 30 ثانيه و 54 درجه 15دقيقه مي باشد و در حدود 6 کيلومتري شرق کانسار کلوت واقع شده است. مجموعه واحدهاي در برگيرنده اين کانسار رخساره هاي گوناگون آندزيتي با بافتي پورفيري و تيره رنگ و با لايه بندي مشخص مي باشد. کالکوزين و منيتيت بعنوان کانيهاي اوليه و مالاکيت به عنوان اصلي ترين کاني ثانويه به شمار مي روند. عيار محاسبه شده براي معدن 6/2% مس مي باشد.

 

  23-8-2  کانسار مس کلوت بلند
   اين کانسار داراي مختصات جغرافيايي 35 درجه 19دقيقه 5 ثانيه عرض شمالي 54 درجه 17دقيقه و طول شرقي است و در بخش مياني بلندي هاي خاور کانسار کلوت و در فاصله حدود 5/7 کيلومتري از آن واقع شده است. از نظر زمين شناسي رخساره هاي سنگي از گونه ولکانيکي در منطقه مشاهده مي شود. آندزيتها تيره رنگ و تراکي آندزيت هاي قهوه اي رنگ بيشترين واحدهاي سنگي را در اين محدوده تشکيل داده اند. کانه هاي کالکوزين و مالاکيت بعنوان کانه هاي اصلي قابل مشاهده اند.


  24-8-2 کانسار مس چشمه حافظ
   اين کانسار در 35 درجه 22 دقيقه عرض شمالي و 54 درجه 40 دقيقه طول شرقي واقع شده است و در حدود 33 کيلومتري غرب ترود مي باشد. اين کانسار در سنگهاي ولکانيکي ائوسن که به صورت گدازه اي و پيروکلاستيکي هستند، قرار دارد و تناوبي از سنگهاي تيره رنگ آندزيتي و توفهاي داسيتي با بافت تقريبا پورفيري هستند. از مهمترين کانه هاي موجود در اين زون معدني مي توان به کانه هاي کالکوزين، مالاکيت و کمي گالن و کالکوپيريت اشاره نمود. ميزان مس در نمونه هاي برداشتي 1% و ميزان سرب 36/1% برآورد شده است.
  
   25-8-2 کانسار مس چاله کفتر
   مختصات جغرافيايي اين معدن 35 درجه 22 دقيقه عرض شمالي و 54 درجه 55 دقيقه طول شرقي مي باشد. اين کانسار در ميان بلندي هاي مجاور کانسار چاه موسي و در بخش شرقي آن واقع شده است. سنگ در برگيرنده ماده معدني در اين کانسار در حد داسيت – آندزيت مي باشد در اين کانسار کالکوزين بعنوان مهمترين کانه اوليه و مالاکيت و کمي آزوريت به عنوان کانه ثانويه مس دار به شمار مي آيد.

 

   26-8-2کانسار چاه حامد
   اين کانسار در 35 درجه 22 دقيقه عرض شمالي و 54 درجه 52 دقيقه طول شرقي واقع شده است و در حدود 5 کيلومتري شمال شرقي آغل هاي چاه فراخ و در بخش شمالي کانسار چاه موسي واقع شده است. سنگ در برگيرنده ماده معدني ترکيب تراکي – آندزيت تا پيروکسن آندزيت و عمدتا داراي بافت پورفيري مي باشد و زون کانه سازي شده مشخصا در واحد داراي ترکيب آندزيتي قرار دارد. عيار برآورده شده براي ماده معدني 3/5% مس مي باشد. کانيها بيشتر ارزش کليدي براي کار اکتشاف را دارا هستند و ذخيره قابل توجهي از نظر اقتصادي نمي باشد.

 

   27-8-2کانسار گريک عباس آباد
   مختصات جغرافيايي کانسار 36 درجه 15دقيقه عرض شمالي و 56 درجه 7 دقيقه طول شرقي مي باشد و در حدود 5 کيلومتري غرب کانسار گورخان واقع شده است. سنگ در برگيرنده ماده معدني داراي ترکيب آندزيتي با بافت پورفيري است. کالکوزين کانه اوليه و مالاکيت، کوولين و مس طبيعي کانه هاي ثانويه مس دار در اين محدوده به شمار مي آيند. ضمنا کلسيت و سيليس از عمده کاني هاي گانگ و کائولينيتي شدن از مهمترين فرآيندهاي دگرساني انجام پذيرفته و در اين کانسار بشمار مي آيند. درصد مس در اين کانسار 4/1 مي باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                 جدول 2-1

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                      جدول 2-2

                                        جدول 2-3

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 8:53 AM  توسط احسان صابری  | 

مقدمه:

استان سمنان در دامنه هاي جنوبي بلنديهاي البرز ( مركزي ـ خاوري) و در حاشيه شمالي كوير بزرگ قرار دارد و لذا از نگاه زمين‌شناسي به دو پهنه ساختاري البرز (مركزي) و ايران مركزي تعلق دارد. در شمال سمنان "گسل سمنان" به عنوان حد جداكننده البرز از ايران مركزي دانسته شده است. در حاليكه در 30 كيلومتري خاور سمنان، گسل عطاري مرز دو پهنه ساختاري ـ رسوبي ايران مركزي معرفي شده است. گسل هاي سمنان و عطاري دو حادثه تكتونيكي عمده هستند كه در راستاي تقريبي شمال خاوري ، جنوب باختري از بخشهاي شمالي استان سمنان عبور مي كنند.
   داده هاي منطقه اي و بويژه مقايسه خاصه هاي زمين‌شناسي نواحي واقع در شمال (البرز) و جنوب (ايران مركزي) گسل هاي سمنان و عطاري نشان ميدهد كه تفاوتهاي زمين‌شناسي چندان آشكاري بين بخش شمالي استان سمنان ( البرز) و بخش جنوبي ان (ايران مركزي ) وجود ندارد به گفته ديگر بخش البرز استان سمنان به واقع چين هاي حاشيه اي ايران مركزي هستند، معهذا تكتونيك بلوكي و حوضه هاي رسوبي محدود به زونهاي گسلي سبب گرديده تا در ليتولوژي و ضخامت واحدهاي سنگ چينه اي هم سن و هم زمان تفاوت‌هايي ايجاد گردد.
   در يك روند تقريبي از شمال به جنوب ، پهنه استان سمنان را ميتوان به چند واحد ساختاري ـ رسوبي جدا و بشرح زير تقسيم كرد.
   الف: پهنه موسوم به البرز
   حاشيه شمالي استان سمنان ( شمال راه گرمسار‌ـ سمنان ـ دامغان ـ شاهرود) بخشي از دامنه جنوبي كوههاي البرز است كه مورفولوژي خشن و بلند دارد و بطور معمول از آن بعنوان البرز مركزي ـ شرقي ياد مي‌شود. در اين بخش چين ها به صورت تاقديس و ناوديس‌هاي باريك و طويلي هستند كه عموماً پهلوي جنوبي آنها در اثر عملكرد گسلهاي راندگي بريده و به سمت جنوب جابجا شده اند . اگرچه به لحاظ عملكرد نسبتاً شديد راندگيها، تواليهاي سنگي نظم اوليه خود را از دست داده معهذا واحدهاي تكتونواستراتيگرافيك البرز، بطور پراكنده، برونزد دارند.
   كهن‌ترين سنگهاي اين بخش (البرز) ترادف شيل و سنگ ماسه هاي سبزرنگ و توفي سازند كهر (كهار) هستند كه به مقدار ناچيز در هسته تاقديس ها رخنمون دارند. تواليهاي بركامبرين پسين ـ ترياسين مياني انباشته هاي قاره اي ـ درياهاي كم ژرفا هستند كه محيطهاي قاره اي و پلاتفرمي را تداعي مي كنند. سنگهاي ياد شده (پركامبرين ـ بسين ـ ترياس مياني) كه بيشتر از نوع سنگ اهك دولوميت، سيلت سنگ، شيل و سنگ ماسه هستند توالي كاملي از سنگهاي اين زمان نيستند. بلكه در اين توالي نبودهاي چينه شناسي متعدد و مهمي وجود دارد كه گاهي از نظر زماني و مكاني درخور توجه‌اند. ناپيوستگي‌هاي رسوبي مورد نظر بطور عموم از نوع دگرشيبي‌هاي موازي و معرف حركتهاي زمين ساختي زمين‌از است. معهذا، سنگهاي آتشفشاني اين مجموعه كه به سن اردوسين ـ دونين هستند حاكي از نخستين شكستگي پلاتفرم پلائوزوئيك‌اند.
   سنگهاي ترياس بالا ـ ژوراسيك مياني ، از نوع شيل و ماسه سنگ هاي زغالدارند (سازند شمشك) كه بويژه در نواحي دامغان، شاهرود ، رخنمون دارند. اين رسوبهاي زغالدار معرف حوضه هاي رسوبي كم ژرفايي هستند كه بصورت باتلاق و مرداب در پيش بوم ارتفاعات انباشته شده‌اند.
   سنگهاي ژوراسيك مياني ـ كرتاسه بالا بيشتر از جنس سنگ آهك و گاهي مارن هستند كه بويژه بخشهاي كربناته آن ستيع‌هاي مرتفعي را از شمال سمنان تا شمال دامغان تشكيل مي دهند. در اين مجموعه نيز چندين ايست رسوبي وجود دارد كه معرف تاثير نقش‌هاي تكتونيكي بر توالي دريايي ژوراسيك مياني ـ كرتاسه بالايي است. بيشترين اثر تكتونيكي كه پايان بخش اين توالي است در مرز مزوزوئيك و سنوزوئيك اتفاق افتاده كه با رويداد كوهزايي لارامين قابل قياس است.
   از پيامدهاي اين رويداد ( لارامين) تشكيل حوضه‌هاي رسوبي همزمان با كوهزايي سنوزوئيك است كه محل مناسبي براي انباشت رديف هاي كنگلومرائي پالئوسن ( سازند فجن)، سنگ آهكها، 0سازند زيارت) و پيروكلاستيك هاي سبز رنگ ( سازند كرج) زمان ائوسن بوده است. ترادف هاي جوانتر سنوزوئيك (اليگوسن، ميوسن، پليوسن و كواترنري) انباشته هاي همزمان با كوهزايي هستند كه بطور عموم در حوضه هاي رسوبي بين كوهي با شرايط آواري و گاهي تبخيري تشكيل شده اند.
   ب: زون افيوليتي فرومد
   در پايانه شمال خاوري استان سمنان باريكه از سنگهاي پريدوتيتي و سنگهاي همزاد (ورليت، پيروكسيت و…) وجود دارد كه ليتولوژي و تركيب شميايي آنها مشابه گوشته هاي اقيانوسي است و در زمين‌شناسي ايران به عنوان اميزه هاي افيوليتي و يا كالرد ملانژ معروف است. بهترين زخنمون سنگهاي مورد نظر را ميتوان در شمال فرومد ديد. مجموعه افيوليتي شمال فرومد بخشي از يك نوار افيوليتي طويل است كه از شال سبزوار تا شمال عباس آباد شاهرود، در امتداد يكي از عمده ترين گسلهاي ايران ( گسل ميامي) برونزد دارد. به سمت باختر (شاهرود ـ سمنان) رخنمون اين سنگها در زونهاي برخوردي محدود به گسلهاي طولي ديده نمي‌شود. نوار افيوليتي فرومد به لحاظ نمايش حد قاره هاي قديمي و نيز به همراه داشتن عدسيهاي كروميت از ديدگاههاي ژئوتكتونيك و زمين‌شناسي اقتصادي در خور توجه مي باشد.
   ج: نوار آتشفشاني عباس آباد
   نوار آتشفشاني عباس اباد باريكه اي از سنگهاي آتشفشاني آندزيتي ـ بازالتي و گدازه‌هاي انفجاري از نوع توف و آنگلومرا است كه تناوبهايي از سنگهاي رسوبي زمان ائوسن دارد. اين نوار آتشفشاني منقطع بوده و بصورت باريكه اي از خاور استان سمنان ( عباس‌آباد) آغاز و در يك روند كم و بيش شمال خاوري ـ جنوب باختري تا جنوب شرق سمنان ادامه دارد ولي دنباله غربي آن با نهشته‌هاي جوان ميوسن جنوب سمنان پوشيده شده است . داشتن ذخاير از مس از عمده‌ترين ويژگيهاي نوار آتشفشاني عباس آباد است.
   د: مجموعه هاي دگرگونه ترود
   از شمال شرق طرود تا جنوب عباس آباد، در يك روند شمال خاوري ـ جنوب باختري باريكه اي از سنگهاي دگرگونه از جنس شيست، گنايس، آمفيبوليت و مرمر برونزد دارد اگرچه اين دگرگونه‌ها عمدتاً به سن پركامبرين دانسته شده‌اند ولي مقايسه‌هاي منطقه‌اي نشان مي دهد كه در دگرگوني اسن سنگها رويداد تكتونيكي ترياس بالا ( سيمرين پيشين) نقش بيشتري داشته است. سنگهاي جوانتر از اين ناحيه از نوع گدازه‌هاي آتشفشاني و توده‌هاي نفوذي به سن ائوسن ـ اوليگوسن هستند. جايگيري توده‌هاي اوليگوسن به درون گدازه‌ها و پيروكلاستيك‌هاي ائوسن بطور عموم همراه با ايجاد هاله دگرگوني به ويژه كاني سازي از نوع سرب ـ روي و مس گرديده كه گاهي طلاي همراه آن در حد قابل توجه است.
   ه: فرونشست دشت كوير
   بخش جنوبي استان سمنان بصورت يك حوضه فروافتاده جوان است كه با توالي نسبتاً ضخيمي از مارن ، سنگ ماسه و كنگلومرا حاوي گچ و يا نمك فراوان پوشيده شده است. داشتن رنگ متمايل به سرخ، مورفولوژي كاملاً فرسوده و دشت گونه از ويژگي‌هاي اين فرونشست جوان است كه در جغرافياي ايران به نام "كوير بزرگ" معروف است. رسوبهاي قاره اي و قرمز رنگ مورد نظر در حوضچه‌هاي بين كوهي كم عمق و در شرابط آب و هواي گرم و تبخيري بر جاي گذاشته‌اند به همين دليل حاوي گچ به ويژه سنگ نمك فراوان هستند كه بطور عموم به صورت گنبدهاي نمكي و گاهي گچي، بويژه در جنوب سمنان نمايان هستند.
   در فرونشست جنوب استان سمنان، نهشته‌هاي زودفرساي مارني و سنگ ماسه‌اي برونزد و ساختار آشكار ندارند ولي در روي عكسهاي هوايي و ماهواره اي نشانگر ساختارهاي چين خورده زيبا در يك روند شمال شرق ـ جنوب غرب‌اند.
   يكي از خاصه‌هاي فرونشست جنوب سمنان كفه‌هاي زميني بويژه پوسته‌هاي نمكي است كه بخشهاي فرسوده شده و پست را زير پوشش دارند. پوسته‌هاي نمكي بويژه شورابه‌هاي جاري در اين بخش استان سمنان حاوي انباشته‌ها و يا محلولهاي حاوي املاح معدني سولفات و كلرور سديم و پتاسيم و … است كه گاهي ارزش اقتصادي در خور توجه دارند. افزون بر املاح گفته شده در اين فرونشست تمركز هيدروكربورهاي نفتي ميتواند مورد توجه باشد.

 

 

 سمنان: طول جغرافيايي53 درجه 23دقيقه و عرض جغرافيايي 35 درجه 34 درجه و ارتفاع آن 1132 متراز سطح دريا مي باشد. سمنان در فاصله 234 کيلومتري شرق تهران و در مسير جاده اصلي تهران مشهد واقع گرديده است. تنها رود اطراف سمنان رودخانه گل رودبار است که از سه کيلومتري غرب سنگسر جنوب کوه گل رودبار سرچشمه گرفته و شعبه رودخانه هاي ده صوفيان و شهميرزاد و همچنين قنوات روستاي در جزين به آن مي پيوندد. اين شهر در حاشيه کوير نمک (دشت کوير) بنا گرديده و شمال آن رشته کوهاي متعددي وجود دارد که جزو سلسله جبال البرز محسوب مي گردند. نزديکترين کوه به سمنان کوه دو برادر نام دارد که در 6 کيلومتري غرب آن واقع شده است. آب و هواي سمنان گرم و خشک بوده و حداکثر درجه حرارت در تابستانها 42 درجه سانتيگراد بالاي صفر و حداقل درجه حرارت در زمستانها 6 درجه زير صفر مي باشد. ميزان بارندگي ساليانه بطور متوسط در سمنان 130 ميليمتر است. نژاد اهالي سمنان آريايي و زبان فارسي با گويش سمناني و دين اهالي اين شهر اسلام با مذهب شيعه (اثني عشري) مي باشد.

 

 

 
   زمين شناسي و
   چينه شناسي
  
   1-2- مقدمه و کلياتي از زمين شناسي و چينه شناسي استان سمنان
   قديمي ترين سنگهاي استان متعلق به پرکامبرين است و سنگهاي دگرگوني مي باشد و در شرق منطقه طرود در کوه شتر رخنمون دارد. اين سنگها از گنايس، آمفيبوليت و ميگاشيست تشکيل مي شود که به تدريج به طرف بالا جاي خود را به فيليت، کوارتز شيست و سريزيت شيست مي دهد. ÷س از اين زمان تا عهد حاضر تمام تحولات زمين شناسي جنوب شرق استان سمنان تحت تاثير حرکت گسله هاي منطقه بوده است حرکت اين گسله ها نسبت به هم گاه باعث قاره زايي و گاه منجر به جنبشهاي کوهزايي شده است. چين خوردگي شديد رسوبات پيش از کرتاسه احتمالاً حاصل فعاليت گسله هاي انجيلو و طرود بوده است. از نظر ساختاري و زون بندي اين استان توسط قسمتهايي از زون ايران مرکزي و زون البرز پوشش داده شده است و اين دو قسمت توسط گسل بزرگ و عميق عطاري از هم تفکيک شده اند

 

در منطقه طرود رسوبات دوران اول بيشتر آواري و مربوط به اعماق کم درياست. سنگهاي کامبرين در پايين تناوبي است از طبقات دولوميت سياه رنگ سيليس دار و دولوميت هاي خاکستري- قهوه اي رنگ که در بالاتر جاي خود را به شيل ها و ماسه سنگهاي همراه با آهک توده اي مربوط به کامبرين بالا و اردويسين مي دهد. سنگهاي سيلورين در اين منطقه تناوب ماسه سنگ و شيل و دولوميت است که با گدازه هاي آندزيتي همراه بوده و قابل مقايسه با سازند نيور در شرق ايران است و ضخامتي حدود 500 متر را شامل مي شود. دونين زيرين از دو قسمت ماسه اي در پايين (سازند پادها) و دولوميتي در بالا (سازند سيب زار) با ضخامتي حدود 650 متر تشکيل مي شود. دونين مياني و بالايي در اين ناحيه بيشتر آهکي است ولي در فواصل کوتاه دستخوش تغيير مي گردد. گاه طبقات گچ و دولوميت در آن ظاهر مي شود. ضخامت آن رويهم رفته در حدود 200 متر است. در کوبونيفر سازند مبارک را داريم و سنگهاي پرمين با تناوبي از ماسه سنگ، کنگومرا، شيل و کوارتزيت روي سازندهاي قديمي تر را مي پوشاند و در قسمت بالا از تناوب طبقات دولوميت و آهک تشکيل مي شود که بطور عرضي کراراً تغيير رخساره مي دهد و کل ضخامت آن متجاوز از 400 متر است. مي توان گفت رسوبات دوران اول بطور کلي مربوط به اعماق کم دريا است. سنگهاي پالئوزوئيک تحتاني با گسترش خيلي محدود در منتهي اليه پايانه غربي جاده مارکوه برونزد دارند. اين واحد همان دولوميت هايي است که شرح داده شد.

 

پرمين مياني و بالايي آهک روته مي باشد که برروي دورود قرار مي گيرد و در تمام منطقه البرز شرقي و مرکزي مشاهده مي شود. دوران دوم در واحد ساختماني ايران مرکزي و منطقه طرود (جنوب گسل عطاري) با پيشروي دريا و نهشته شدن مواد آواري در قائده ترياس پائيني آغاز مي شود و تبديل به تناوبي از آهکهاي شيلي نازک لايه و شکننده با رنگ زرد مايل به قرمز و آهک خاکستري مي گردد . سازند به سن ترياس بالا تا لياس در منطقه شمشک ناميده مي شود و تمام خصوصيات آن با رسوب گذاري کرانه اي تطابق دارد. سازند آهکي ماسه اي بغمشاه نيز در منطقه ديده مي شود. درميان اين سازندها گاه گدازه هاي آندزيتي را داريم و روي آن تناوبي از ماسه سنگ و شيل (سازند هجدک ) وجود دارد . سپس چند صد متر آهک وجود دارد که با آهک اسفنديار ناحيه طبس قابل مقايسه است. در منطقه جام هيچگونه دگرشيبي بين رسوبات دوران اول و دوم ملاحظه نمي شود ولي يک نبود چينه شناسي با لايه هاي کائولينيتي و خاک نسوز ديده مي شود. تأثير حرکات تکتونيکي بين ترياس مياني و بالايي باعث شده است از ابتداي ترياس بالايي تغيير اساسي در رسوبگذاري مشاهده شود و رسوبهاي کربناتي ترياس زيرين و مياني با رخساره شيميايي دريايي جاي خود را به ماسه سنگ و شيل ترياس بالايي با رخساره آواري دهند. در قسمت واقع در زون البرز در بالاي گسل عطاري ترياس بالايي وجود ندارد و رسوبات لياس مستقيما روي سازندهاي قديمي قرار مي گيرند.

 

 در منطقه شمال دامغان دوران دوم در زون البرز با سازند اليکا آغاز مي شود که سن آن ترياس زيرين تا مياني است و از آهک دولوميتي که در بعضي حالات متبلور است، تشکيل شده است. روي آن سازند مهم شمشک نهشته شده که سن ژوراسيک دارد و حوضه قاره اي با رسوبات ذغال دار را نشان مي دهد. اين سازند محل تشکيل معادن بزرگ البرز شرقي و مرکزي است. در بعضي مناطق اين سازند لاواي بازالتي و لنزهاي لاتريتي نيز وجود دارد. آهک مارني نازک لايه با سن دوگر در اين منطقه سازند دليچاي است که بر روي بخش بالايي سازند شمشک قرار گرفته است. ژوراسيک بالايي در اين زون سازند لار است که متشکل از آهک ماسيو تا لايه دار سفيد تا خاکستري متبلور مي باشد. کرتاسه زيرين فقط در جنوب غرب دامغان رخنمون دارد و در ساير جاها اثري از آن ديده نمي شود و شامل طبقات آهکي مي باشد. البته در نواحي شمال گرمسار – سمنان کرتاسه زيرين تشکيلات گچي – ملافيري مي باشد که به سمت مناطق غربي تر از ضخامت آن کاسته مي شود. سازند لار در بعضي جاها توسط طبقات لاوا و کنگلومرا پوشيده مي شود و در بعضي نقاط نيز آهک کرتاسه بالايي مستقيما بر روي طبقات ژوراسيک بالايي قرار مي گيرد. در دوران سوم در پالئوسن سازند فجن را داريم. در ابتداي ائوسن وجود رسوبات کنگلومرايي که با دگرشيبي روي طبقات قديمي قرار گرفته اند مويد حرکات کوهزايي است که مي تواند مربوط به فاز کوهزايي لارامين باشد

 

  رسوبات کواترنري با چند واحد شامل رسوبات رس و رس ماسه اي در حاشيه هاي دشت دامغان و آهکهاي آب شيرين در اطراف ده آستانه، تراس هاي قديمي، آبرفت هاي عهد حاضر و دشت معرفي مي شوند. جوانترين رسوبات کواترنري، پهنه هاي نمکي (کوير) و مخروط افکنه در پاي کوهها مي باشند. در اين جا سازندهاي منطقه به تفکيک بررسي مي شوند. دوران اول (پالئوزوئيک)
   1-2-2- کامبرين
   سازند سلطانيه
   اين سازند که بنام دولوميت سلطانيه معروف است شامل سه بخش
   1- دولوميت زيرين
   2- شيل چپقلو
   3- دولوميت فوقاني
   مي باشد که در شمال، غرب و جنوب غرب رخنون دارد و متشکل از دولوميت توده اي، ضخيم لايه همراه با عضو شيلي مي باشد.

 

سازند باروت
   ازنظر ليتولوژي اين سازند شامل شيل هاي رسمي، سيلتي و ماسه اي و دانه ريز است که در جهت جانبي بين بخش زيرين سازند باروت و بخش بالايي دولوميت سلطانيه و بخش بالايي باروت با بخش پايين زاگون حالت تداخل بين انگشتي وجود دارد و گسترش آن دراستان سمنان مانند گسترش سازند سلطانيه است.
  
   سازند زاگون
   گسترش اين سازند در استان مانند سازند هاي سلطانيه و باروت و همراه آنهاست و ليتولوژي آن شيلهاي ارغواني رنگ همراه با دولوميت هاي چرت دار مي باشد که در طبقات دانه درشت تر آن چينه بندي متقاطع زياد به چشم مي خورد.
  
   سازند لالون
   مقطع تيپ آن شامل ماسه سنگ کوارتزي، شيل ها و ماسه سنگ هاي قرمز بين لايه اي و کوارتزيت فوقاني مي باشد و گسترش آن دراستان مانند سه سازند اول است. روي آن را بخش 1 سازند ميلا مي پوشاند و خود آن روي زاگون قرار گرفته است.

 

  سازند ميلا
   اين سازند به طور هم شيب بر روي تاپ کوارتزيت سازند لالون (ولي با گسستگي ليتولوژي) قرار دارد و خود نيز به صورت ناپيوستگي هم شيب در زير رسوبات پيشرونده دريايي دونين فوقاني قرار مي گيرد و پنج ممبر دارد . گسترش آن در استان، شمال غرب تا غرب مي باشد و متشکل از دولوميت، سنگ آهک تريلوبيت دار و شيل مي باشد.
  
   2-2-2- اردويسيـــن
   در قائده اردويسين سنگهاي شيلي ميکادار سبز رنگ و ماسه سنگ رخنمون دارند و روي آن سازند ابرسچ شامل شيلهاي ميکادار و ماسه سنگ کوارتزيتي قراردارد که در شمال استان رخنمون دارند.
  
   2-2-3- سليوريـــن
   تنها سنگهاي موجود در سيلورين را سنگهاي دگرگونه شامل فيليت، ولکانيک هاي دگرگونه و مقداري مرمر دولوميتي و همچنين سنگهاي اسپيليت، بازالت و آندزيت پورفيري شکل داده اند که در مرکز و شمال استان رخنمون اين سنگها مشهود است.
  
   4-2-2- دونيــــن
   1-4-2-2- دونين البرز
   قائده دونين در البرز مرکزي را سنگهاي ماربل و دولوميت هاي کريستاله شده موجود در مرکز استان شکل داده است.

 

  سازند خوش ييلاق
   اين سازند در شمال استان قرار دارد و متشکل از سنگ آهک، مارن آهکي، ژپيس، ماسه سنگ قرمز و کنگلومرا و دياباز پرفسيل مي باشد.
  
   سازند جيرود
   گسترش اين سازند عمدتا درشمال و شمال غرب استان مي باشد. در البرز مرکزي دونين فوقاني با سازند جيرود شرقي مي شود که بر روي سازند ميلا قرار مي گيرد و خود به وسيله گدازه هاي بازالتي پوشيده مي شود. اين سازند متشکل از سنگ آهک، سنگ آهک مارني و شيل فسيل دار مي باشد.
  
   2-4-2-2- دونين ايران مرکزي
   سازند پادها
   گسترش اين سازند به طور عمده در مرکز و شمال استان مي باشد. سن اين سازند را دونين زيرين مي دانند، که بدون دگرشيبي بر روي سازند نيور قرار گرفته و به وسيله سازند دولوميتي سيب زار پوشيده شده، اين سازند متشکل از ماسه سنگ و دولوميت مي باشد

 

  سازند سيب زار
   اين نام از معادن سرب سيب زار در کوههاي ازبک گرفته شده و گسترش آن در استان مانند سازند پادها است و روي آن قرار گرفته است. سن اين سازند دونين مياني در نظر گرفته شده است و به طور هم شيب به و سيل آهک بهرام پوشيده شده است. جنس اين سازند دولوميت با رنگ هوازده مي باشد.
  
   سازند بهرام
   مرز بالايي اين سازند با سازند شيشتو هم شيب است و روي سازند سيب زار قرار دارد. گسترش اين سازند هم مانند سازند شيب زار و پادها است. سن اين سازند دونين مياني و فوقاني است و متشکل از سنگ آهک و سنگآهک دولوميتي با لايه بندي است.
  
   5-2-2- کربونيفر
   سازند مبارک
   گسترش اين سازند در استان سمنان در شمال و شمال غرب مي باشد که به آن آهک مبارک هم مي گويند و سن آن را کربونيفر زيرين مي دانند. اين سازند برروي سازند جيرود قرار دارد. اين سازند بر روي سازند جيرود قرار دارد و سازند آهک مارني نسن پرمين هم با دگرشيبي زاويه دار آنرا مي پوشاند. جنس آن متشکل از شيل خاکستري سياه رنگ، سنگ آهک و ماسه سنگ کوارتزيتي قائده مي باشد.

 

 6-2-2- پــرمين
   1-6-2-2- پرمين البرز
   سازند درود
   گسترش اين سازند در مرکز استان بوده و از چهار واحد تشکيل يافته است که به پرمين زيرين تعلق دارد و متشکل از ماسه سنگ، ماسه سنگ کوارتزيتي، سنگ آهک جلبک دار و فوزولين دار مي باشد.
  
   سازند روته
   گسترش اين سازند در مرکز استان بوده و شامل شش واحد ليتولوژيکي است که متشکل از سنگ آهک خاکستري رنگ با لايه بندي منظم و فسيل دار مي باشد و برحسب مکان دياباز در قاعده آن وجود دارد .
  
   سازند نســن
   اين سازند در شمال غرب و غرب استان گسترش دارد که به طور هم شيب روي سازند روته قرار مي گيرد. سن آن را پرمين فوقاني مي دانند که در زير سازند اليکا به صورت ناپيوستگي هم شيب قرارمي گيرد و متشکل از سنگ آهک چرت دار و ماسه سنگ شيلي در قائده است. لازم به ذکر است که سنگهاي با سن پرمين کلي در غرب استان رخنمون دارند.
  
   2-6-2-2- پرمين
   ايران مرکزي
   قائده پرمين در ايران مرکزي را سنگهاي دولوميتي خاکستري روشن و توده اي تشکيل مي دهد.
  
   سازند جمال
   اين سازند از کوه جمال در رشته کوههاي شتري در مشرق ايران مرکزي گرفته شده است و سن آن را پرمين مي دانند که در قسمتهاي مختلف استان گسترش دارند و متشکل از سنگ آهک تيره رنگ با تبلور مجدد و فوزولين دار مي باشد. پرمين فوقاني را در استان سنگ آهکهاي پرموترياس با لايه بندي منظم شکل مي دهند که در شمال استان رخنمون دارند.
  
   3-2-2- دوران دوم (مزوزوئيک(
   1-3-2- ترياس
   قائده ترياس در استان سمنان را دولوميت هاي مرمره شده و آهک و همچنين فيليت تشکيل داده اند.

 

  سازند اليکا
   واحدهاي مختلف اين سازند در شمال و شمال غرب استان رخنمون دارند که اساسا از دو بخش تشکيل شده است که ممبر زيرين را آهک ورقه اي يا آهک ورميکوله مي گويند و ممبر فوقاني شامل دولوميت توده اي است. حد فوقاني سازند اليکا به طور دگرشيب به وسيله سازند شمشک پوشيده مي شود.
  
   2-3-3- ژوراسيک
   سنگهاي ژوراسيک استان سمنان را به ترتيب از قائده به سمت بالا
   1- سنگهاي آتشفشاني عمدتا بازالت
   2- ملافير لاتريت
   3- شيل و ماسه سنگ همراه با عدسيهاي ذغال سنگ تشکيل داده اند که همراه سه واحد ذکر شده همواره سازند شمشک در طول ژوراسيک وجود دارد (لياس). سه واحد ذکر شده بيشتر در شمال استان وجود دارند.
  
   سازند شمشک
   سازند شمشک انتشار وسيعي در شمال، مرکز و شرق ايران دارد. در استان سمنان تقريبا در همه جا گسترش آن قابل ملاحظه است. در همه جا در سطح تماس زيرين آن دگرشيبي فرسايشي (لاتريت) وجود دارد. اين سازند از نظر اقتصادي براي کشور ما اهميت خاصي دارد، چه تقريبا تمام ذغال هاي ايران در اين سازند ذخيره شده است. حد زيرين آن روي سازندهاي متفاوت از پرکامبرين تا سازند اليکا متغير است و قسمت اعظم آن از رس – ماسه اي تشکيل يافته است

 سازند بغمشاه
   اين سازند در مرکز استان گسترش دارد که داراي رنگ سبز است و بادامو در زير و اسفنديار در بالاي اين سازند در اکثر نقاط ايران قرار دارند. سن آن از باتونين پسين تا کيمرين پيشين تعين شده است و متشکل از مارن و شيل سبز روشن همراه با سنگ آهک مي باشد.
  
   سازند دليچاي
   اين سازند در قسمتهاي مختلف شامل شمال، شرق و جنوب شرق استان گسترش دارد. در زير سازند دليچاي، سازند شمشک با کنتاکت هم شيب قرار دارد. سطح فوقاني سازند دليچاي هم به تدريج به آهک هاي لار به رنگ روشن ختم مي شود و متشکل از سنگ آهک مارني و مارن آمونيت دار مي باشد.
  
   سازند لار
   اين سازند بيشتر در بخشهاي مرکزي استان سمنان رخنمون دارد. حد زيرين آن با سازند دليچاي و حد بالاي آن با سازند تيزکوه رابطه دارد. متشکل از دولوميت، سنگ آهک دولوميتي و قلوه هاي چرت مي باشد.
  
   3-3-3- کرتاسه
   قائده کرتاسه در استان را سنگهاي ديابازي و پريدوتيتي که در شمال گسترش دارند، تشکيل مي دهند.
  
   سازند تيزکوه
   گسترش اين سازند در شمال، شمال غرب و شرق استان است و با دگرشيبي زاويه دار مشخصي بر روي آهک لار قرار مي گيرد و خود با دگرشيبي در زير آهکهاي تخريبي نودولي قرار دارد. سازند متشکل از سنگ آهک اوربيتولين دار، آرژيليت و ماسه سنگ است. در قسمت فوقاني کرتاسه توف آندزيتي سبز و چرت راديولاردار و همچنين سنگ آهک اينوسراموس دار و سنگ آهک مارني قلوه اي وجود دارد که درشمال و شرق نقشه گسترش دارند.

   4-2- (دوران سوم (سنوزوئيک
   1-4-2- پالئوسن
   سازند فجــن
   اين سازند به جز در قسمت شرق استان در بقيه مناطق گسترش دارد و متشکل از کنگلومرا و ماسه سنگ آهکي است عناصر کنگلومرا بسيار مختلف است و بيشتر از قطعات آهکي – دولوميتي پرمين و ژوراسيک تشکيل مي شود.
  
   2-4-3- ائوسن
   1-2-4-2- ائوسن البرز
   قائده ائوسن در البرز (در استان سمنان) را برشهاي مايل به خاکستري قهوه اي، ايگنمبريت پرمين و توف به همراه مقداري ريوداسيت همچنين سنگهاي آتشفشاني که عمدتا آندزيتي هستند و سنگ آهک نوموليت دار تشکيل داده اند.
  
   سازند زيارت
   اين سازند در شمال و شمال غرب استان گسترش دارد در کنتاکت زيرين سازند زيارت، ماسه سنگ مارن هاي ماسه اي و کنگلومراي سازند فجن به حالت هم شيب قرار دارد. در کنتاکت فوقاني آن نيز توفيت هاي سبز سازند کرج به حالت هم شيب ديده مي شود. سازند متشکل از آهک نوموليت دار است. در ائوسن يکسري شيلهاي توفي که به طور محلي با لاواهاي آتشفشاني همبر هستند و همچنين ماسه سنگ و شيل وجود دارد که در شمال استان گسترش دارند.

 

سازند کرج
   اين سازند به اسامي مختلف مانند سري سبز و طبقات سبز ناميده مي شود و پنج ممبر دارد و در شمال استان گسترش دارد. ممبرهاي اين سازند عبارتند از شيل هاي کندوان، بخش توف مياني، شيل هاي آستارا، بخش توف مياني و بخش شيل تحتاني سن سازند ائوسن مياني است. بخش زيرين اين سازند با آهکهاي زيارت تداخل بين انگشتي دارد. در پهنه البرز (شمال استان) سنگهاي مختلف مثل توف، مارن و توف سيليسي شده مارن، ماسه سنگ و آگلومراي خاکستري بعد از ائوسن مياني قرار دارند.
  
   ائوسن ايران مرکزي
   در ايران مرکزي سنگهاي ائوسن را از قائده به سمت بالا به ترتيب واحدهاي زير تشکيل داده اند.
   1- کنگلومرا، ماسه سنگ همراه با نوموليت (شمال استان)
   2- کنگلومرا (شمال استان)
   3- مارن خاکستري و روشن و کمي آهک و ميان لايه هاي توف (شمال غرب)
   4- آهک مارني، ماسه سنگ آهکي و شيل نازک لايه سبز
  
   3-4-3- ائوسن – اليگوسن
   سنگهاي استان با اين سن را مي توان به ترتيب زير خلاصه کرد:
   1- کنگلومراي آتشفشاني، کنگلومرا و ماسه سنگ، مارن قرمز گچ دار، مارن ماسه اي و کمي شيل و توف (جنوب غرب استان).
   2- مارن قرمز رنگ ماسه اي (جنوب غرب استان)
   3- کنگلومراي آتشفشاني، کنگلومرا و ماسه سنگ
   4- سنگهاي ائوسن

 

   4-4-2- اليگوسن
   در قائده اليگوسن توده هاي دياپير و عدسي هاي گچي، سنگهاي آتشفشاني عموما اپيدوتي و نمک ديده مي شود.
  
   سازند قرمز پاييني
   اين سازند از جنوب تا جنوب غرب استان گسترده شده و شامل رسوبات قرمز رنگي است که بين لايه هاي آتشفشاني – رسوبي ائوسن و لايه هاي دريايي اليگوميوسن (سازند قم) قرار دارد. سازند متشکل از کنگلومرا و ماسه سنگ است و سن آن اليگوسن آغازين مي باشد.
  
   سازند قم
   گسترش اين سازند در استان مانند گسترش سازند قرمز پاييني است و روي آن قرارگرفته است که شامل 9 عضو است و سن سازند اوليگوسن مياني – پاياني تا ميوسن پيشين است و آن را معادل سازند آسماري از زاگرس مي دانند. سازند متشکل از آهک، مارن و کنگلومرا است.
  
   سازند قرمز بالايي
   اين سازند تقريبا در تمام استان رخنمون دارند و شامل لايه هاي ضخيم قرمز رنگ گچ و نمک است که رسوبات سازند قم را مي پوشاند و در کنتاکت فوقاني، کنگلومراي پليوسن آن را به صورت دگرشيب فرا مي گيرد.

 5-4-3- پليوسن
   قائده پليوسن را کنگلومرا و ماسه سنگ تشکيل داده که روي سازند قرمز بالايي قرار دارد و در جنوب استان گسترش دارد.
  
   سازند هزار دره
   اين سازند در شمال، مرکز و شرق استان گسترش دارند. اين سازند از لحاظ سنگ شناسي، اصولا ازکنگلومرا تشکيل شده و ادخالهايي از ماسه سنگ، بويژه گل سنگ در بخش هاي زيرين آن ديده مي شود. اين سازند روي سازند قرمز بالايي قرار گرفته و خود در زير سازندهاي جوان کواترنري است.
  
   6-4-2- کواترنر
   رسوبات مختلفي در کواترنر وجود دارد که در قسمتهاي مختلف استان پراکنده اند. از ذکر آنها در اينجا خودداري کرده و براي اين منظور مي توان به لژاند نقشه استان مراجعه کرد.
  
   5-2- سنگهاي آذرين استان سمنان
   يکسري سنگهاي گرانيتي، گرانوديوريتي و دايکهاي ديابازيک در استان وجود دارند که در مرکز استان پراکنده اند. همچنين کمپلکس افيوليتي، سرپانيتيت و گابرو و دياباز باسن نامشخص در ترود ديده مي شود که بدليل مشخص نبودن خصوصيات آنها خارج از لژاند قرار داده شده اند. استان سمنان در پرکامبرين سنگ آذريني تشخيص داده نشده است. در سيلورين يکسري آندزيتهاي پورفيري، اسپيليت و بازالت در شمال و مرکزاستان مشخص شده است. از ديگر پديده هاي آذرين در استان مي توان به سنگهاي آتشفشاني عمدتا بازالتي در ژوراسيک، توفهاي آندزيتي سبز رنگ کرتاسه، تشکيلات کرج با سن ائوسن، سنگهاي نيمه عميق ريوداسيتي بعد از ائوسن و سنگهاي آتشفشاني اپيدوتي اليگوسن اشاره کرد.

 

   6-2- سنگهاي دگرگوني استان سمنان

 

   قديمي ترين سنگهاي استان را سنگهاي دگرگوني پرکامبرين تشکيل داده است که در مرکز استان و شرق منطقه ترود رخنمون دارند. سنگهاي دگرگوني استان را سنگ آهک اسليتي و اسليت سبز (لايه هاي شورم)، گنيس، آمفيبوليت، ميکا آمفيبول، شيست، گنيس کوارتز – فلدسپات دار، مرمرهاي دولوميتي، بنتونيت شيست و يکسري سنگهاي دگرگونه ديگر تشکيل داده اند. در ترياس هم يکسري سنگهاي فيليتي وجود دارد.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 8:35 AM  توسط احسان صابری  | 

غ
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 4:30 PM  توسط احسان صابری  | 

سنگ شناسی آذرین

علوم طبیعت > زمین شناسی > سنگ شناسی
(cached)

 




فهرست مقالات سنگ شناسی آذرین
ماگما
فرآیندهای ذوب
فورانهای آتشفشانی و مکانیسم‌های فوران
تفریق ماگمایی
هضم ماگمایی
اختلاط ماگماها
طبقه‌بندی سنگهای آذرین نفوذی
طبقه‌بندی سنگهای آتشفشانی
گروه بازالت
آندزیت‌ها
گروه تراکیت-آندزیت
گروه راسیت-ریولیت
گرانیت‌ها و سنگهای گرانیتی
آنورتوزیت
سنگهای اولترامافیک
سنگهای آلکانن
کیمبرلیت‌ها
کربناتیت‌ها
افیولیت‌ها
اسپیلیت‌ها
لامپروفیرها
سنگهای آذرآواری
ساخت سنگ آذرین
بافت سنگ آذرین
کانیهای سنگهای آذرین
رنگ سنگهای آذرین
رده‌بندی سنگهای آذرین
سنگهای کالک آلکالن خروجی
سنگهای کالک آلکالن نفوذی
سنگهای غیر قلیایی بازالتی
سنگهای قلیایی
پگماتیت‌ها
اشکال توده‌های آذرین نفوذی
طبقه‌بندی مودال سنگهای آذرین
طبقه‌بندی نورم سنگهای آذرین
پریدوتیت‌ها
سنگهای آذرین بینابینی
سنگهای آذرین مافیک
سنگهای آذرین فلسیک
سنگهای آذرین نفوذی
سنگهای آذرین خروجی
سنگهای آتشفشانی
لاکولیت‌ها
استوک‌ها
فاکولیت‌ها
پاتولیت‌ها
لوپولیت‌ها
دایک‌ها
سیل‌ها
سنگهای ماگمایی
بازالت
گرانیت


ریشه لغوی

سنگهای آذرین ، Igneous rocks نام خود را از واژه Ignis گرفته‌اند که در لاتین به معنای "آتش" است.

تصویر

دید کلی

این سنگهای پرورده آتش ، زمانی توده‌ای داغ و مذاب را به نام ماگما تشکیل میداده‌اند، که سرد شدن تدریجی ماگما ، آنها را به سنگ سخت و جامد تبدیل کرده است. بنابراین گدازهای که از دهانه آتشفشان فوران کرده و بر سطح زمین جاری می‌شود، به سرعت سرد و سخت شده و سنگی آذرین را بوجود می‌آورد.

تصویر

تاریخچه و سیر تحولی

  • اغلب مولفین یونانی و رومی ، آتشفشانها ، فعالیتهای آتشفشانی و زمین لرزه ها را توصیف می‌کردند. استاربو جغرافیدان و مورخ یونانی (63 قبل از میلاد ـ 20 بعد از میلاد ) فعالیتهای آتشفشانی اتنا ، سوما ـ وزوو و جزایر لیپاری را توصیف کرد. او آتشفشانها را به منزله دریچه‌های اطمینان تلقی می‌نمود که از آنها مواد سیال خارج می‌شود.

  • در قرن هیجدهم اولین مناظرات و مباحثات تند و شدید درباره ماهیت و منشا سنگها در گرفت. در مباحثات منشا سنگها مناظراتی بین دسته و گروههای زیر وجود داشت: در یک طرف نپتونیستها و در طرف دیگر ولکانیستها و پلوتونیستها قرار داشتند. نپتونیستها معتقد بودند که سنگهای پوسته متوالیا در یک اقیانوس اولیه تهنشین شده‌اند و به نظر آنها بازالت و گرانیت هر دو سنگهایی هستند که در این اقیانوس بزرگ را سبب شده‌اند. پلوتونیستها اعتقاد داشتند که زمین از انجماد مواد مذاب و داغ بوجود آمده است و گرانیت را یک سنگ نفوذی داغ به شمار می‌آوردند.

  • در سال 1825 واژه ماگما و مفهوم منحصر به فرد ماگمای اولیه توسط اسکراپ عنوان شد.

  • سرجـیـمزهال ( 1761 ـ 1832 ) به همراه ریمور ( 1726 ) و اسپالانزانی ( 1794 ) و جورج وات ( 1804 ) پیترولوژی تجربی را پایه‌گذاری کرد.

  • در سال 1844 چاربز داروین ( 1882ـ 1809 ) اظهار داشت که انواع مختلف سنگهای ماگمایی ممکن است از یک ماگمای اولیه اشتقاق یافته باشند به شرط آنکه ترکیب ماگما با تبلور و جدایش یک یا چند کانی مشکل سنگها تغییر یابد.

  • در سال 1850 هنری کلیفتون سوربی ( 1826ـ 1908 ) جهت مطالعه میکروسکوپی ، اولین مقطع نازک سنگها را تهیه کرد.

  • اوایل سال 1861 روش طبقه بندی شیمیایی سنگها را ابداع کرد و در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم برخی از روشهای نمایش شیمیایی و نهایتا طبقه‌بندی شیمیایی سنگها پا به عرصه ظهور نهاد ( موینسون ـ لسینگ 1899 ، کراس ، ایدینگز ، پیرسون و واشنگتن 1903 ، اوسان 1919 ، نیگلی 1920 ، فون ولف 1922 ).

  • آلفرد لوتاروگز ( 1915 ) از کتابش تحت عنوان « منشا قاره‌ها و اقیانوسها » ، اصل و ریشه سوالات پزولوژیستها را به مفهوم تغییر ناپذیری قاره مربوط دانست.

  • در سال 1969 موریس و ریچادر ویلژوئن اولین توصیف دقیق شیمیایی و سنگ شناسی یک سری جدید و مهم سنگهای آتشفشانی را که واجد انواع اولترامافیکها بود ، منتشر ساختند.

  • از آن زمان تا به امروز سنگ شناسی آذرین همانند دیگر رشته‌های علوم فراز و نشیبهای بسیاری را پشتسر گذاشته و با کوشش پیشگامان علم پترولوژی تجربی ، بررسی شرایط تشکیل کانیها و سنگها ، بویژه سنگهای آذرین و دگرگونی رو به رونق نهاد.

تصویر


انواع سنگهای آذرین

انجماد ماگما به سنگهای آذرین ، یا در سطح زمین صورت می‌گیرد و یا در داخل پوسته زمین ، بنابراین بر حسب اینکه ماگما در کجا منجمد شود دو گروه سنگ آذرین خواهیم داشت.


  • سنگهای آذرین خروجی: سنگهای آذرینی را که از انجماد ماگما در سطح زمین بوجود می‌آید سنگهای آذرین خروجی می‌نامند.

  • سنگهای آذرین نفوذی: به آن دسته از سنگهای آذرین که از انجماد ماگما در داخل پوسته زمین تشکیل می‌گردد سنگهای آذرین نفوذی گفته می‌شود. سنگهای آذرین نفوذی خود در پوسته زمین به اشکال مختلفی منجمد می‌شوند که شامل موارد زیر می‌باشند.

انواع سنگهای آذرین از نظر رنگ

  • سنگهای آذرین فلسیک یا روشن
  • سنگهای آذرین مافیک یا تیره
  • سنگهای آذرین بینابینی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 4:9 PM  توسط احسان صابری  | 


فهرست مقالات آتشفشان شناسی
مشخصات دستگاه آتشفشان
دودکش آتشفشان
دهانه آتشفشان
مخروط آتشفشانی
زلزله‌های آتشفشانی
مواد آتشفشانی
ماگما
اقسام آتشفشانی
ابر سوزان
آتشفشان نوع هاوایی
آتشفشان نوع استرومبولی
آتشفشان نوع پله
آتشفشان نوع ولکانو
فورانهای زیر دریایی
فورانهای زیر دریاچه‌ای
فورانهای زیر یخچالی
سری سنگهای آتشفشانی
گازهای آتشفشانی
گدازه‌های آتشفشانی
مواد جامد آتشفشانی
اقسام مواد متصل آتشفشانی
آتشفشانهای قاره‌ای
آتشفشانهای جزایر قوسی
آتشفشانهای اقیانوسی
آتشفشانهای جزایر اقیانوسی
پراکندگی آتشفشانهای عهد حاضر
علل پیدایش آتشفشانها
نقش آتشفشانها در پوسته زمین
اقسام عمده سنگهای آتشفشانی
سوانح آتشفشانی
آتشفشانهای ایران
آتشفشانهای فعال ایران
آتشفشان دماوند
آتشفشان تفتان
آتشفشان بزمان
آتشفشان سبلان
آتشفشان سهند
آتشفشان
سنگهای آتشفشانی
فعالیت آتشفشان
مواد مذاب درون زمین
بزرگترین آتشفشان کره زمین
بزرگترین آتشفشان کشف بشر
آتشفشان در منظومه شمسی
کالدرای آتشفشان
خطرات اجتماعی آتشفشان
اختصاصات گدازه
قدرت آتشفشان
حرارت آتشفشان
کانون آتشفشان
پیش‌بینی رایانه‌ای آتشفشان
ایمنی در برابر آتشفشان
آتشفشان شکافی
آتشفشان پرکابی
آتشفشان نست هلن
آتشفشان پاری کوتین
آتشفشان بزیمیانی
آتشفشان وزوو



ولکانولوژی یا آتشفشان شناسی از دو کلمه Volcano به معنی "آتشفشان" و Logos به معنی "شناخت" گرفته شده است.



تصویر

دید کلی

می دانیم که زمین در ابتدا به حالت کره گداخته‌ای بوده است که پس از طی میلیونها سال بخش خارجی آن به صورت قشر سختی در آمد. این پوسته به دفعات بر اثر عبور مواد مذاب درونی سوراخ گردید و سنگهای آتشفشانی زیادی به سطح آن رسید. این عمل حتی در عصر کنونی نیز ادامه دارد. تمام پدیدههایی که با فوران تودههای مذاب بستگی دارند، پدیده آتشفشانی می‌گویند و علمی را که هدف آن بررسی این پدیده هاست با آتشفشان شناسی می‌نامند.

وقتی که از
فعالیت آتشفشانی صحبت می‌شود در فکر خود فورانهای بزرگ ، سیلهایی از گدازه ، بهمن‌هایی از سنگهای گرم و خاکستر ، گازهای سمی و خطرناک و انفجارات شدید در نظر مجسم می‌نماییم که با مرگ و خرابی همراه است. به قول ریتمن کسی که این حوادث را می‌بیند هرگز نمی‌تواند فراموش کند و این امر به قدرت عظیم طبیعت و ضعف نیروی انسانی مربوط می‌باشد.

بزرگترین آتشفشان کره زمین

بزرگترین آتشفشان کره زمین مونالوآ نام دارد که بخشی از جزایر هاوایی را تشکیل می‌دهد. محیط قاعده مخروط این آتشفشان 600 کیلومتر و قله آن نسبت به کف اقیانوس که آن را احاطه کرده است 10 کیلومتر ارتفاع دارد. این آتشفشان ، همراه با سایر قسمتهای جزایر هاوایی نشاندهنده موادی هستند که به وسیله فورانهایی که از یک میلیون سال پیش تا کنون ادامه داشته‌اند، بیرون ریخته شده‌اند.

بزرگترین آتشفشان کشف بشر

بزرگترین آتشفشانی که تا کنون به وسیله بشر کشف شده است، الیمیوس مونز یا کوه المپیک نام دارد که در کره مریخ واقع است. شواهد به دست آمده از طریق عکسبرداریهای سفینه فضایی ماریند 9 نشان میدهد که ارتفاع این آتشفشان احتمالا 23 کیلومتر بوده و کالدرای آن نیز 65 کیلومتر عرض دارد.

نمونه‌ای از فورانهای مهم دنیا

اقسام آتشفشانها


تصویر

رابطه آتشفشان شناسی با سایر علوم زمینی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 2:52 PM  توسط احسان صابری  | 


فهرست مقالات آتشفشان شناسی
مشخصات دستگاه آتشفشان
دودکش آتشفشان
دهانه آتشفشان
مخروط آتشفشانی
زلزله‌های آتشفشانی
مواد آتشفشانی
ماگما
اقسام آتشفشانی
ابر سوزان
آتشفشان نوع هاوایی
آتشفشان نوع استرومبولی
آتشفشان نوع پله
آتشفشان نوع ولکانو
فورانهای زیر دریایی
فورانهای زیر دریاچه‌ای
فورانهای زیر یخچالی
سری سنگهای آتشفشانی
گازهای آتشفشانی
گدازه‌های آتشفشانی
مواد جامد آتشفشانی
اقسام مواد متصل آتشفشانی
آتشفشانهای قاره‌ای
آتشفشانهای جزایر قوسی
آتشفشانهای اقیانوسی
آتشفشانهای جزایر اقیانوسی
پراکندگی آتشفشانهای عهد حاضر
علل پیدایش آتشفشانها
نقش آتشفشانها در پوسته زمین
اقسام عمده سنگهای آتشفشانی
سوانح آتشفشانی
آتشفشانهای ایران
آتشفشانهای فعال ایران
آتشفشان دماوند
آتشفشان تفتان
آتشفشان بزمان
آتشفشان سبلان
آتشفشان سهند
آتشفشان
سنگهای آتشفشانی
فعالیت آتشفشان
مواد مذاب درون زمین
بزرگترین آتشفشان کره زمین
بزرگترین آتشفشان کشف بشر
آتشفشان در منظومه شمسی
کالدرای آتشفشان
خطرات اجتماعی آتشفشان
اختصاصات گدازه
قدرت آتشفشان
حرارت آتشفشان
کانون آتشفشان
پیش‌بینی رایانه‌ای آتشفشان
ایمنی در برابر آتشفشان
آتشفشان شکافی
آتشفشان پرکابی
آتشفشان نست هلن
آتشفشان پاری کوتین
آتشفشان بزیمیانی
آتشفشان وزوو



ولکانولوژی یا آتشفشان شناسی از دو کلمه Volcano به معنی "آتشفشان" و Logos به معنی "شناخت" گرفته شده است.



تصویر

دید کلی

می دانیم که زمین در ابتدا به حالت کره گداخته‌ای بوده است که پس از طی میلیونها سال بخش خارجی آن به صورت قشر سختی در آمد. این پوسته به دفعات بر اثر عبور مواد مذاب درونی سوراخ گردید و سنگهای آتشفشانی زیادی به سطح آن رسید. این عمل حتی در عصر کنونی نیز ادامه دارد. تمام پدیدههایی که با فوران تودههای مذاب بستگی دارند، پدیده آتشفشانی می‌گویند و علمی را که هدف آن بررسی این پدیده هاست با آتشفشان شناسی می‌نامند.

وقتی که از
فعالیت آتشفشانی صحبت می‌شود در فکر خود فورانهای بزرگ ، سیلهایی از گدازه ، بهمن‌هایی از سنگهای گرم و خاکستر ، گازهای سمی و خطرناک و انفجارات شدید در نظر مجسم می‌نماییم که با مرگ و خرابی همراه است. به قول ریتمن کسی که این حوادث را می‌بیند هرگز نمی‌تواند فراموش کند و این امر به قدرت عظیم طبیعت و ضعف نیروی انسانی مربوط می‌باشد.

بزرگترین آتشفشان کره زمین

بزرگترین آتشفشان کره زمین مونالوآ نام دارد که بخشی از جزایر هاوایی را تشکیل می‌دهد. محیط قاعده مخروط این آتشفشان 600 کیلومتر و قله آن نسبت به کف اقیانوس که آن را احاطه کرده است 10 کیلومتر ارتفاع دارد. این آتشفشان ، همراه با سایر قسمتهای جزایر هاوایی نشاندهنده موادی هستند که به وسیله فورانهایی که از یک میلیون سال پیش تا کنون ادامه داشته‌اند، بیرون ریخته شده‌اند.

بزرگترین آتشفشان کشف بشر

بزرگترین آتشفشانی که تا کنون به وسیله بشر کشف شده است، الیمیوس مونز یا کوه المپیک نام دارد که در کره مریخ واقع است. شواهد به دست آمده از طریق عکسبرداریهای سفینه فضایی ماریند 9 نشان میدهد که ارتفاع این آتشفشان احتمالا 23 کیلومتر بوده و کالدرای آن نیز 65 کیلومتر عرض دارد.

نمونه‌ای از فورانهای مهم دنیا

اقسام آتشفشانها


تصویر

رابطه آتشفشان شناسی با سایر علوم زمینی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 2:51 PM  توسط احسان صابری  | 


فهرست مقالات آتشفشان شناسی
مشخصات دستگاه آتشفشان
دودکش آتشفشان
دهانه آتشفشان
مخروط آتشفشانی
زلزله‌های آتشفشانی
مواد آتشفشانی
ماگما
اقسام آتشفشانی
ابر سوزان
آتشفشان نوع هاوایی
آتشفشان نوع استرومبولی
آتشفشان نوع پله
آتشفشان نوع ولکانو
فورانهای زیر دریایی
فورانهای زیر دریاچه‌ای
فورانهای زیر یخچالی
سری سنگهای آتشفشانی
گازهای آتشفشانی
گدازه‌های آتشفشانی
مواد جامد آتشفشانی
اقسام مواد متصل آتشفشانی
آتشفشانهای قاره‌ای
آتشفشانهای جزایر قوسی
آتشفشانهای اقیانوسی
آتشفشانهای جزایر اقیانوسی
پراکندگی آتشفشانهای عهد حاضر
علل پیدایش آتشفشانها
نقش آتشفشانها در پوسته زمین
اقسام عمده سنگهای آتشفشانی
سوانح آتشفشانی
آتشفشانهای ایران
آتشفشانهای فعال ایران
آتشفشان دماوند
آتشفشان تفتان
آتشفشان بزمان
آتشفشان سبلان
آتشفشان سهند
آتشفشان
سنگهای آتشفشانی
فعالیت آتشفشان
مواد مذاب درون زمین
بزرگترین آتشفشان کره زمین
بزرگترین آتشفشان کشف بشر
آتشفشان در منظومه شمسی
کالدرای آتشفشان
خطرات اجتماعی آتشفشان
اختصاصات گدازه
قدرت آتشفشان
حرارت آتشفشان
کانون آتشفشان
پیش‌بینی رایانه‌ای آتشفشان
ایمنی در برابر آتشفشان
آتشفشان شکافی
آتشفشان پرکابی
آتشفشان نست هلن
آتشفشان پاری کوتین
آتشفشان بزیمیانی
آتشفشان وزوو




ولکانولوژی یا آتشفشان شناسی از دو کلمه Volcano به معنی "آتشفشان" و Logos به معنی "شناخت" گرفته شده است.


تصویر

دید کلی

می دانیم که زمین در ابتدا به حالت کره گداخته‌ای بوده است که پس از طی میلیونها سال بخش خارجی آن به صورت قشر سختی در آمد. این پوسته به دفعات بر اثر عبور مواد مذاب درونی سوراخ گردید و سنگهای آتشفشانی زیادی به سطح آن رسید. این عمل حتی در عصر کنونی نیز ادامه دارد. تمام پدیدههایی که با فوران تودههای مذاب بستگی دارند، پدیده آتشفشانی می‌گویند و علمی را که هدف آن بررسی این پدیده هاست با آتشفشان شناسی می‌نامند.

وقتی که از
فعالیت آتشفشانی صحبت می‌شود در فکر خود فورانهای بزرگ ، سیلهایی از گدازه ، بهمن‌هایی از سنگهای گرم و خاکستر ، گازهای سمی و خطرناک و انفجارات شدید در نظر مجسم می‌نماییم که با مرگ و خرابی همراه است. به قول ریتمن کسی که این حوادث را می‌بیند هرگز نمی‌تواند فراموش کند و این امر به قدرت عظیم طبیعت و ضعف نیروی انسانی مربوط می‌باشد.

بزرگترین آتشفشان کره زمین

بزرگترین آتشفشان کره زمین مونالوآ نام دارد که بخشی از جزایر هاوایی را تشکیل می‌دهد. محیط قاعده مخروط این آتشفشان 600 کیلومتر و قله آن نسبت به کف اقیانوس که آن را احاطه کرده است 10 کیلومتر ارتفاع دارد. این آتشفشان ، همراه با سایر قسمتهای جزایر هاوایی نشاندهنده موادی هستند که به وسیله فورانهایی که از یک میلیون سال پیش تا کنون ادامه داشته‌اند، بیرون ریخته شده‌اند.

بزرگترین آتشفشان کشف بشر

بزرگترین آتشفشانی که تا کنون به وسیله بشر کشف شده است، الیمیوس مونز یا کوه المپیک نام دارد که در کره مریخ واقع است. شواهد به دست آمده از طریق عکسبرداریهای سفینه فضایی ماریند 9 نشان میدهد که ارتفاع این آتشفشان احتمالا 23 کیلومتر بوده و کالدرای آن نیز 65 کیلومتر عرض دارد.

نمونه‌ای از فورانهای مهم دنیا

اقسام آتشفشانها


تصویر

رابطه آتشفشان شناسی با سایر علوم زمینی

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مرداد 1386ساعت 2:43 PM  توسط احسان صابری  |